|
شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۶
گوساله آبیبین روان نویس های رنگی روی میز، توی این سبد چوبی سه تا مداد رنگی هم هست. آبی پر رنگ، آبی کم رنگ و زرد. دیروز تکه پاره ای کاغذ روی میز بود. کشیدمش جلوتر و گوساله آبی رنگی کشیدم که روی زمین چمباتمه زده و با چشم های درشت اش آدم را نگاه می کند. می خواستم شعری بگویم. چند کلمه نوشتم و دیدم نمی توانم. کلمه ها گاه آرام ام می کنند. مثل روز آخر سفر که توی آن مسافرخانه کوچک، سینه آفتاب دراز کشیده بودم و کبوتر های همیشه گرسنه را از پنجره نگاه می کردم که زیر درخت و ماشین و آدم، آن همه آدم، راه می رفتند. منتظر بودم که مسکن اثر کند و بتوانم کمی بخوابم. دفترم را باز کردم و شروع کردم به نوشتن. و بعد نمی دانم آفتاب بود که پهن شده بود روی پاهایم یا کلمه ها و یا اثر دارو که گرم می کرد و از یادم می برد. دیروز هم خواستم بنویسم نشد. حالا گوشه آن تکه کاغذ روی میز گوساله سه رنگی نشسته. بدون علف. ازرق. با گوش هایی زیبا و چشمانی آرامش بخش.
مریم مومنی | ۳:۴۸ بعدازظهر :) خوشگله کلی گوساله ی آبی خوشگلیه.. aaaaakh.... che khoshgele :) عاشق گوساله ات شدم! che goosaleye masoomi koli behesh negah kardamo aroom shodam نكتهي جالب براي من توضيحيه كه در پايين اسمش دادين: گوساله دوستمون دست به هر کاری می زنی شاهکاره. رو نکرده بودی که نقاشی هم بلدی
خیلی وقتها آدم دلش میخواهد به جای نوشتن بتواند یک گوساله ی سه رنگ بکشد یا حتی خودش بشود یک گوساله با عیار خیلی بالا، اگر میشد زندگی پر میشد از آرامشی رویایی، حیف خواهر گرامی! نقش گوساله به هر شکل و رنگ در فرهنگ وآیین ما مجاز شمرده نمی شود. زیرا یاداور دوران طاغوت و رواج گوساله پرستی در زمان غیبت حضرت موسی (علیه السلام) است. همچنین نمایش آلات منحوس موسیقی درتلوزیون نیز چون مروج موسیقی است حرام است شرعا. خیلی دوست داشتنی بود. هم نوشته و هم گوساله. سبک بود و سیال چونان که در بی وزنی عجیبی شناوری اه ه ه ! پس مداد زرده کو؟؟ پس علاوه بر نويسندگي و شاعري ،نقاشيت هم خوب بوده و ما خبر نداشتيم. سلاام مريمي مریم : سلام مريمي
http://en.wikipedia.org/wiki/Menashe_Kadishman مریم : ![]() |
|
ye aks azash nemizari? manam delam khaast.....
مریم :
همین الان عکسش رو هم اضافه کردم
:)