|
سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶
دنیا و نقل و نبات هایشمهاجرت مثل این است که از کیسه نقل یک مشت در بیاورند و پخش هوا کنند. ما نقل ها الان دور از هم افتاده ایم و چه توی کیسه باشیم، چه بیرون آن، دلمان برای هم تنگ می شود. اما سر صبحی قرار نیست این یادداشت سوزناک از آب در بیاید. داشتم از خانه می رفتم بیرون. یک لحظه آمدم توی مسنجر ببینم چه خبر است و بعد بروم. یکی از بچه ها از آن سر دنیا سلام و علیک کوتاهی کرد. چند کلمه ای حرف زدیم و بعد گفتم که دارم می روم دانشگاه. او هم داشت می رفت که بخوابد. گفت : دنیا را داشته باش تا بیدار شوم! حالا من دارم می روم که دنیا را داشته باشم و بعد دوباره شب که بشود، پاس اش بدهم به یک نقل دیگر. :) مریم مومنی | ۸:۵۴ صبح ziba bood... amma man hes mikonam bishtar be sang shabih shodam ba'de mohajerat. az shirinye noghl chizy baham namoonde. sang shodam o sakht. sang talkh ham hast rasty? لطفاً چار چشمی مواظب باشید انگار حواستان نیست و کج نگهش داشته اید خورشید دارد دوباره سر میخورد سمت طلوع ghashang bood ... donya jaye ajibie ... deltangi ajibtar تشبيه نقل رو خيلي دوست داشتم. كاش همه ما نقل بوديم. I did enjoy the music you posted here, I wish you had some explanation/info about it, who's music it is, who sings it & from what CD or album Thank you ![]() |
|
چه بامزه!!