|
چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۶
بخشی از یک نامه..... به جز این ها که گفتم و متنی که باید تا فردا بنویسم و هنوز یک کلمه اش را هم ننوشته ام و دلم می خواست نشانت می دادم، ملالی نیست جز دوری خودت. مریم مومنی | ۵:۳۵ بعدازظهر هووووووووووووووووو Hamed kojast mage?, ke inghadr deltang shodi, begoo zood bargarde, nabinam dige maryami inghade deltang beshe مریم : همدلت هستم خواهر، سخت
خودمان ناظریم بر اعمالش و نمی گذاریم یک ثانیه بیش از احتیاجش این طرفها باشد، در اسرع وقت عودت داده می شود. مریم : همه زیبایی این پست به این پاراگراف آخرش بود مریم : امیدوارم حالت خوب باشه مریم : You're in our heart Can't you see From Australia to usa Oh you can not lose Can't you see From Australia to usa You're ready for the victory From Australia to usa اولین بار بود که ندای عاشقانه ای از طرف تو شنیدم. کلی تحت تاثیر قرار گرفتم. امیدوارم زودتر از دلتنگی دربیای. هوا اونطرفها خوبه یا نه؟ مواظب خودت باش عزیزم. مریم : آدم به اين همه احساس حسوديش میشه مریم : بخش عمده موفقیت حامد بخاطر وجوده توست. به خودش هم گفتم مریم : و خوشحالم که اینجا بر خلاف اسمش کمی گرم هم بوده گاهی :) salam گاهي وقت ها به خوشبختي شما و حامد غبطه ميخورم.
ممنونم از اينكه با جوابتون باعث شديد كه براي چند لحظه به زندگي خودم و ديگران با عينك ديگه اي نگاه كنم. heyyy dell ![]() |
|
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
مریم :
:D