جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸۶

این گیاهی که در آب داشتم و هنوز هم دارم در عنفوان جوانی پیر شده. الان فکر کنم بیشتر از هرچیزی بشود ریش های سفیدی ازش دید که از پایین رشد کرده اند و دور شاخه ها و برگ ها پیچک زده اند وبه دیواره های شیشه ای گلدان چسبیده اند. حتی بعضی هایشان مثل درخت انجیر معابد رفته اند بالا و پایین آمده اند و دوباره به گلدان رسیده اند.یا حلقه زده اند دور گردن چند دانه صدفی که از کنار دریا جمع کردم و ته گلدان ریخته ام.هر ریشه هم پر از ریشک های خیلی کوچک است که الان تنها تشبیهی که به ذهنم می رسد متاسفانه پای سوسک است.

خلاصه اش اینکه در همین چند ماه عمرکوتاهش، این گیاه برای خودش چند قرن زندگی کرده . تاریخ ای شکل داده.

مریم مومنی | ۱۰:۳۰ صبح



چند وقت پیش یک کتاب خواندم اسمش بود « درخت انجیر معابد » . نمی دانستم اصلا یک همچین درختی هست . فکر کردم زائیدهء ذهن نویسنده ست . که دیدم تو هم نوشتی اسمش را و طبیعتا نمی تواند زائیدهء ذهن جفت تان باشد . چه شکلی هست این درخته ؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2