دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

سر کلاس ها هر چقدر هم که دانشجوی فعالی باشی و در کنار درست تمام تلاشت را بکنی برای فهمیدن فرهنگ این طرف، باز هم لحظه هایی هست که همه کلاس به نکته خنده داری بخندند و تو اصلا موضوع را نگرفته باشی. که البته تقصیر از نقص زبانی اغلب نیست. اشاره های فرهنگی را خیلی سخت تر می شود فهمید مخصوصا اگر جهانی هم نباشند.مثلا اشاره به حرف فلان خواننده یا تبلیغ تلویزونی. همین هایی که در هر فرهنگی پیدا می شود.
امروز اما یکی از معدود دفعه هایی بود که من هم به همراه بقیه به مزه پرانی استاد خندیدم. بحث سر دال و مدلول بود و استاد عکس سگی را انداخته بود روی اسلاید و می گفت که با شنیدن کلمه سگ یاد مثلا خود این موجود می افتید و نژادش را از ملت پرسید و خودش هم جواب داد که بله . نژاد ژرمن شپرد است. همان رکس !
و خب توی پرانتز باید بگویم که رکس یک سگ معروف بود که تاجایی که یادم است همه قتل و جنایت ها را زود کشف می کرد و از صاحبش که یک کارآگاه پلیس بود معروف تر بود.
این هم از برکت سریال های آلمانی که زمانی صدا و سیما دخلشان را در آورده بود.

 


مریم مومنی | ۷:۵۸ بعدازظهر



آره.... چه کیف داره این جور واقع... آدم احساس پرت بودن نمی کنه ولی باز.... ته دل آدم یه جوری میشه که اینها چه حسی دارن نسبت به این اسم و سریال و برنامه و ما چی
این دره بین ما و میزبانهامون،کماکان وجود داره و من فکر می کنم چند نسل طول می کشه؟!


من برام جالبه که این عکس رو از کجا گیر آوردی


maryam jaan serial otrishie na almaani















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2