|
یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۶
مرگایستاده. شب است و روز است. مریم مومنی | ۲:۰۴ صبح من جند وقتي است كه مطالب شمارا ميخوانم. اگر اجازه دهيد ميخواهم نظراتم را در باره آنها بنويسم: سلام قلمتون فوق العاده است .من به تازگی وبلاگتو پیدا کردم یعنی یک نفر به من معرفی کرد...فعلا موقع کار هر چند دقیقه یکی از نوشته هایتان را می خوانم ...عالیه اصلنم خوب نبود مریم جان چه شود ؟؟؟؟ !!!!!!!!!! زيبا بود ![]() |
|
خيلي خيلي قشنگ بود. مدتي بود شعرهاتون رو به خوبي متوجه نميشدم تا اين كه در مورد اين شعر به خوبي متوجه شدم (يا احساس ميكنم به خوبي متوجه شدم) و به خوبي لذت بردم (اين رو ديگه مطمئن هستم كه لذت بردم!). در ضمن مثل اين كه خانوادگي به تغيير قالب رو آوردين! حالا چرا مال شما هيچ رنگي نداره؟
مریم :
ممنونم. من روی نیاوردم به تغییر قالب .ترکش های تغییر قالب حامد خورده این طرف .