سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

ترک اعتیاد غیر تضمینی

از آخرین متدهای ترک اعتیاد اینه که روی طاقچه پنجره گلیم می اندازم بعد بند و بساط درس خوندن رو منتقل می کنم اونجا به اضافه یک بالش کوچک برای تکیه دادن. به اندازه یک سلول انفرادی جا هست برای نشستن و از اون بالا یک سری پنجره رو هم موقع زنگ تفریح میشه نگاه کرد و روی سقف روبرو هم دم غروب پر از کبوتر میشه. اما چه جوری این روش باعث ترک اعتیاد میشه؟
صندلی چرخون رو میارم زیر طاقچه و به کمک اون میرم بالا. بعد که رفتم اون بالا صندلی رو هل می دم که دور بشه ازم. اینجوری پایین اومدن سخت میشه چون ارتفاعش کمی زیاده و احتیاج به جهش کمی بلندی داره که چون جهش بلند رو آدم فوقش ساعتی یه بار می تونه بزنه، برای همین هم با هر دنگ و دونگی نمیاد پای اینترنت.

مریم مومنی | ۱۰:۳۴ بعدازظهر



خوش به حالت که برای ترک اعتیاد اینقدر امکانات داری! ;) طاقچه و صندلی چرخدار و.... و البته انگیزه هم!


ino baraye poste ghabli minevisam,,,cheghadr jaleb bud ke man diruz dashtam baraye khodam ghadam mizadam ve be webloge shoma fekr mikardam,,pishe khodam migoftam nevisande ziyad az talkhi minevise shayad vaghjean hamin ehsaso tu zendegish dare,,baad yadam oftad ke barha khundam tu weblogaye mikhtalef ke nabayad az ru chand khat ghezavat akrd raje be shakhshiyate vaghee adama,,emruz ke didam poste ghabli raje hamin mozo bud,,jaleb bud baram,,movafagh bashi ke az didane axat vaghean lezat mibaram,fogholadan


برای ترک اعتیاد باید دست و پاتو با طناب ببندی به تخت! اشتباه نکن!!


درسته اونجا دسترسی به اینترنت نیست ولی صدتا چیز دیگر هست. همان پنجره ها و کبوترها و حتی نقش قالی که کافی هستند نگذارند من در یک ساعت یک صفحه درس بخوانم.


سلام
جالب بود.مریم خانوم بگمانم از این روش ابداعی شما برای ترک سیگار هم بشود استفاده کرد ، نه؟

مریم :
برای اکثر اعتیاد ها جواب می ده اگه پرش تون خوب نباشه خیلی
:D


Baraye tarke E'tiad, Eh'tiat konid
'Ravabete omomi sazemane gostaressh va negahdari e payanehaye keshvar'


من معتاد به فضولی ام فکر کنم با روش شما اعتیادم تشدید بشه. نه؟

شاد باشی



ا ا تو هم معتادی؟ من هم برای جلوگیری از اینترنت بازی از بعد مسافت به عنوان راه حل استفاده می کنم. وقتی لپ تاپ روی میز اتاقت باشه و داتک به آن وصل خیلی سخته آدم جلوی خودشو بگیره! برای درس خوندن می روم اتاق پذیرایی و یک فرش 12 متری را از کاغذ فرش می کنم!
اینطوری نه آلات اعتیاد را می بینم نه حسش هست اییییییییین همه راه را بروم اتاقم


من يه راه ديگه دارم . صبح ها كه بلند مي شم به بهانه اينكه خواهرم رو كه كارمنده كنابخونه ملي هست برسونم سر كار - چون جديدا سرويس هاشون رو برداشتند - ميرم كتابخونه ملي . چند ورقي رو هم ميبرم كه كمي اونجا مشغولم كنه . تا سرميجونبونم ميبينم ظهر شده و البته مطلوبيت وايستادن براي اينكه خواهرم رو برگردونم خونه بالا و بالاتر ميره . همينجوري تا ساعت 4 مجبور ميشم بشينم و كتابام رو بخونم.


دلم نمی خواد درس بخونم و نمی خوانم ..اینم روش منه


سلام
خانم مومني ،ميخواستم در مورد پيام(پست) روز دوشنبه بگم.به نظر من تحليل اگه تحليل باشه يعني واقعا اگه تحليل باشه فكر نكنم حتي شما رو كه به قول يكي از دوستان ، حساس وشكننده ارزيابي كرده بود ناراحت كنه.
براي اينكه تا تحليلگر رو نشناسيم هيچوقت نميتونيم بگيم كه يه تحليل چقدر درست و چقدر صادقه،واين يه واقعيته كه هيچوقت ديگران رو درست نخواهيم شناخت تا خودمون رو نشناسيم."شما از روانشناختي ناراحت بودي منم پر كردم با شناخت" مخوام بگم كه خودتونم ميدونيد كه موضوع اينه كه همه چيز نسبيه حتي تحليلها. تحليل اگه تحليل باشه توي هر پيچ و خمش يه چيزي يا نصيب خلق الله ميكنه يا نصيب صاحبش .شما فكر ميكنين جماعت هند شيفته نوع تحليي آقاي گاندي نسبت به اوضاع و احوال پيرامونش داشت شده بودن يا عاشق چشم وابروي نقادانه اش. اونا حس كردن كه شناختنش و فهميده بودن يه رابطه اي بين تحليلش ( چه قوي چه ضعيف)وعملش وجود داره پس باورش كردن وبهش ايمان آوردن .البته نميخوام منكر تفاوت فرهنگي مردم هند با جاهاي ديگر دنيا بشم .
به هر حال من با فاصله از اين موضوع ميخواستم بگم كه چون فكر ميكنم كمي با روحيه شما آشنا شدم برام جالبه كه بدونم چه نظري در مورد اين سوال داريد كه چرا ما با همه دانستگيهامون باز هم اندوهگين ومغموم ميشيم ؟
اگر دوست داشتيد در موردش بگين.
حالتان پايدار

مریم :
دوست عزیز من یکی دو بار این متن شما رو خوندم اما متوجه نشدم هنوز که سوالتون دقیقا چیه. این که چرا ما با وجود دانش مون ناراحت میشیم؟ مگه دانستن مانع ناراحتی اه؟


يادم رفت بگم. من درس خوندن كنار پنجره را دوست دارم. خونه قبليمون (يه 10-12 سال پيش) طاقچه داشت ولي اين يكي ندارد.

:(

مریم :
منم همینطور
:D


Dear Maryam, a great post, you are right, the modern addictions are a lot more severe, I wish I could do the same thing, the problem is that I work in front of computer for more than 8 hours a day, & that makes it very difficult


اعتياد را بايد درك كرد و نه ترك


این متد رو به نام خودتون در اداره ی ثبت اختراعات، به ثبت برسونین ... اخبار امشب هم درباره اش خواهد گفت ...
چند تا از مطالب تون رو خوندم ...
آفرین ...


گفتن از این اعتیاد خودش نشون دهنده معتاد بودن گوینده است.
و کی میتونه بگه که اعتیادش در این سبک قابل کنترله و میتونه اون رو در چنگال خودش نگه داره؟
کاش در خماری و نشئگی بدونیم که خیلی چیزها دور وبرمون هست که باید بهتر ببینیم
لینکت رو تو سایتم گذاشتم.
تا بعد....


چه راه حل خوبی!شاید من هم بتوانم از روش شما استفاده کنم.من از وقتی که پسرم راه افتاد اعتیادم به اینترنت مهار شد.


ببخشید یادم رفت خودم را معرفی کنم


روش تازه ای که من به کار گرفتم اینه که آداپتور لپ تاپ رو جدا می کنم و لپ تاپ فقط با باتری خودش کار می کنه. در روز حداکثر 3 ساعت می تونم پای کامپیوتر باشم!


دقيقا،
براي اينكه آدمها زماني ناراحت ميشن كه ندونن دليل يه پديده چيه ،شما حتما ميگيد خوب چيزاي زيادي بودن كه ناراحتتون كرده و شما هم علتشو ميدونستيد.اما ميخوام بدونم كه شمااز خود اون چيز ناراحت شديد يا از علتش، اين خيلي مهمه كه بدونيم كه زنندگي وشادي برانگيز نبودن يك موضوع يا يك سوژه قائم به خودشه يا قائم به علتش ؟ ببخشيد كه بهتر از اين نمي تونم توضيح بدم اما اگر علم ما نسبت به علتها و معلولها بيشتر ميشد شايد ميتونستيم غم وغصه هامون رو يه جورايي توي اونا تقسيم كنيم . اگه دانستن، شما رو تسكين نميداد ودر درونتون چيزي رو عوض نميكرد و شما رو به جايگاه بهتري نميبرد ،باز هم دنبال تحقيق و تفحص ميرفتيد؟ من فكر ميكنم خيلي از ماها بدون اينكه خودمون بخوايم دنبال دانستن هستيم.براي چي ؟ براي اينكه حال بهتري داشته باشيم و به حس بهتري برسيم، و وقتي به اينجا ميرسيم مي بينيم كه ناراحتي هامون هم كمتر شده نه بيشتر.پس دانستن، بود و نبودش مي تونه منشا شادي و اندوه باشه.نمي دونم چقدر تونستم مطلب رو برسونم.















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2