یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

...
و چه اندوهناک است
غفلت ما
از ریشه های ناپیدایت
که مجروح
پنجه در پنجه خاک افکنده اند.
...
-ضیاء موحد-

از ده روز پیش تا الان نمی دانم چقدر گذشته. زمان و مکان را گم کرده ام. دیروز قرار بود ساعت ده صبح پرواز کنیم . هواپیما نقص فنی داشت و حدود ده ساعت در سالن انتظار بودیم. سرگیجه شدیدی داشتم . پزشک فرودگاه قرصی تجویز کرد که نمی دانم اثر آن بود یا بی خوابی های این یک هفته که تمام دیروز را نیمه هشیار دراز کشیده بودم تا صدایمان کردند و نمی دانم چه طور رسیدم اینجا که وین باشد و الان که یکشنبه است و بالاخره توانسته ام به اینترنت پرسرعت وصل شوم.

از همه دوستانی که ماجرا را فهمیده بودند و تسلیت گفته بودند و ابراز همدردی ،صمیمانه سپاسگزارم. توان نوشتن درباره پدربزرگم و این اتفاق را متاسفانه ندارم. به ایمیل ها هم هنوز فرصت نکرده ام پاسخ بدهم.

کمی زمان می خواهم که برگردم سر جایم.

مریم مومنی | ۰:۲۷ بعدازظهر



انسان زاده شدن تجسد وظيفه بود:
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان شنفتن
توان ديدن و گفتن
توان انده گين و شادمان شدن
توان خنديدن به وسعت دل٬ توان گريستن از سويدای جان
توان گردن به غرور بر افراشتن در ارتفاع شکوه‌ناک فروتنی
توان جليل به دوش بردن بار امانت
و توان غمناک تحمل تنهايی
تنهايی
تنهايی
تنهايی عريان.


تسلیت می گم،با ابراز همدردی.....


جالب و شاید عجیب باشد که دیروز (22 اردی بهشت) با خودم فکر می کردم که در وبلاگم بنویسم "80 سالگی سن عجیبی ست و آن ها که در دهه ی 80 زندگی شان به سر می برند برای من حاله ای دارند وصف ناپذیر که برای آن کلمه ای نمی شناسم هنوز شاید از آن رو که در دهه ی 30 در اوج جوانی بوده اند و دهه ی 20 را هم خوب درک کرده اند". تسلیت می گویم


من یه غریبه ام که یک روز گذرم به وبلاگ شما افتاد و از روز بعد جزو مسیر روزانه ام شد
به عنوان یک غریبه که از نوشته هاتون لذت می بره وظیفه خودم دونستم که این غم بزرگ رو-گرچه دیر-بهتون تسلیت بگم


تسلیت میگم. انسانها رو توی دوره حیاتش اگه قدر دونستیم رفتنش زیاد اذیتمون نمیکنه


تسلیت می گم عزیزم ...امیدوارم فراموشی سریع مرهمی باشه...


برای حامد هم نوشتم، خيلی دير اما، حس مرگ برای من سخت غريب و در هم تنيده با زندگی است. اما روزهای غم و اندوه‌تان کوتاه باد و ساعت‌های شادمانی و خرمی‌تان بلند باد. اميدوارم زودتر سر جای‌تان برگرديد.


تسلیت می گم مریم جان.


تسلیت میگم مریم جان


بار دیگر تسلیت می گویم. بقای عمرتان


مريم نازنين تسليت مي گم.


مریم گلی تسلیت می گم. مطمئنا جاشون الان از ماها بهتره


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2