یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶

آغاز معاشقه کلامی رومئو و ژولیت در خانه پدری ژولیت و در بین مهمانان است. رومئو نقاب بر چهره دارد و ژولیت را معبدی مقدس خطاب می کند. ژولیت در پاسخ او را زائر می خواند. بازی کلامی عشاق با کلماتی مثل معبد، ، زائر، قدیس، دعا، مقدس، ایمان، به معنای کنایی شان تنها یک هدف دارد :

بوسه ای از لب معشوق گرفتن.

Romeo: Have not saints lips, and holy palmers too?
Juliet: Ay, pilgrim, lips that they must use in prayer.
Romeo: O,then, dear saint, let lips do what hands do!
They pray: grant thou, lest faith turn to despair.
Juliet: Saints do not move, though grant for prayers’ sake.
Romeo: Then move not while my prayer’s effect I take.
[He kisses her] Thus from my lips, by thine my sin is purged.
Juliet: Then have my lips the sin that they have took.
Romeo: Sin from my lips? O trespass sweetly urged!
Give me my sin again.
[He kisses her]

ترجمه فارسی :علاالدین پازارگادی با همکاری مریم مومنی

رومئو:آیا قدیسان مثل زائرین خود لب ندارند؟
ژولیت : چرا زائر! ولی لب های قدیسان باید برای دعا بکار رود.
رومئو: پس ای قدیس عزیز ما بگذار لب ها کار دست ها را بکنند. آن ها دعا می کنند، تو هم اجابت کن، که مبادا ایمان به یاس مبدل شود.
ژولیت : قدیسان اگرچه دعایی را اجابت می کنند از جای خود تکان نمی خورند.
رومئو: پس حرکت نکن تا بهره دعای خود را ببرم.
(او را می بوسد)
اکنون با لبان تو گناه از لبان من پاک شده است.
ژولیت : پس اکنون گناه بر لبان من است که آن را گرفته اند.
رومئو: گناه از لبان من؟ آه چه بی حرمتی ای که باید جبران شود! گناه من را به من پس بده!
(او را می بوسد)

مریم مومنی | ۱۰:۰۲ بعدازظهر



چه خوب باید به عنوان درس اینها را پس بدهی. مستفیض می شویم.


مريم اینجا در کانادا ما معمولاً کلاس های انگليسی کلاس نهم به بعد مان بايد سالی يک شکسپير بخوانيم و سالی يک کتاب مهم ادبيات مدرن. من يادم هم است آن سالی که ما رومئو ژوليت را خوانديم و اجرا کرديم برداشت من به عنوان تيم تحقيقات و کارگردانی این بود که این قسمت کاملاً طنز است. این هم البته حرف من نبود. خيلی از منتقدين شکسپيری معتقدند که این نمايشنامه چيزی است بين کمدی و تراژدی. اما خطوط اولش به نظر من کاملاً مضحک است و خنده دار. حالا من این ترجمه را خواندم مطمئن نبودم خنده آور بود يا نه. شما این را در نظر گرفته اید که شکسپير اصولاً دارد مردم را می خنداند؟

مریم :
خیلی جاها دارد می خنداند. منتها مردم دوره الیزابت و ما به چیزهای متفاوتی می خندیم. خنده هایمان اشتراک هم البته دارد. حالا این که تو می گویی کدام یک از این هاست؟



وای...چه معاشقه زیبایی....من چرا شکسپیر نمی خونم؟؟؟


گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ، تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
و آماده قصاص شو
:D



سلام
عالی بود و عمیق.
لبته قشنگ تر هم می شد از کلمات برای رجمه استفاده کرد که من با اجازه شما و با کمک از ترجمه شما اینکار را خواهم کرد .بهر حال ممنون
ممنون
من یکبار به بهانه ایی هم کلام اقا حامد شدم پر انرزی &دانا و فهیم. شاد باشید

مریم :
سلام. ممنون از لطفتون. از طرف شکسپیر تشکر می کنم. راستی ترجمه مال من نیست. من فقط کمی جمله ها و کلمه های ناموزونش رو تراشیدم.
منتظر ترجمه تون هستم
:)
خوب و خوش باشین


maryam kheili ghashang bud mishe baghiasham baram befresti

مریم:
سلام. بقیه اش حدود یک کتاب میشه فکر کنم.
:D
چه جوری بفرستم؟


می گم
:D
ما که روموئو نداریم لااقل بریم شکسپیر بخوانیم کمی ایمانمان بالا رود
:))


اینطور با اطمینان یکی-چینی نکنید دوست من
حتی تیرهای رابین هود هم به اندیشه تنها یک هدف از کمان رها نمی شدند


kheili ghashang bood . doost daram edame ash ro bekhoonam . movaffagh bashi .


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2