|
چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶
بد چیست ؟ خوب چیست؟ تاسف شما خانم برای چیست؟دیروز سر کلاس، استادمان داشت سیر تاریخی جنبش زنان در آمریکا را می گفت، به جنگ جهانی که رسید گفت : متاسفانه در سال های جنگ... و بعد سریع جمله اش را تغییر داد و گفت : "نه متاسفانه، این برداشت شخصی من است". و بعد جمله اش را این طور اصلاح کرد: که در سال های جنگ جهانی جنبش زنان دچار رکود شد و پیشرفتی حاصل نکرد. * " سنمان که زیاد میشود بیشتر مراقب باشیم نفرتآلود و بیبنیادگو نشویم " مریم مومنی | ۷:۱۲ بعدازظهر برام جالبه که اکثرن چرا با غیض به این چیزی که تو نوشتی نگاه می کنن. به نظر من نقدت کاملن عادلانه است. نقد داریوش آشوری خیلی خوب شروع شده ولی بعد دقیقن چیزی که تو میگی اتفاق افتاده. اینکه خیلیها ممکنه با حافظ کیارستمی مخالف باشن و با حرفهای آقای آشوری موافق, کاملن یه بحث دیگه است. من اگه بگم با حرف تو موافقم هیچ به این معنی نیست که با حافظ کیارستمی موافقم یا حتی مخالف یا با حرفهای آقای آشوری ... بحث سر چیز دیگه-ای است که وقتی مثالش کسی مثل داریوش آشوری باشه جای تامل (یا تاسف) داره ... منظور تو هم همین بود, نه ؟ مریم : مریم سلام من شخصن کتاب حافظ به روایت کیارستمی را خریدم و خواندم . البته شاید خنده دار باشد که بگویم خواندمش چون این جور کتاب ها اساسن نخواندنی هستند . یعنی این که چون می توان یک عمر خواندشان و مثلن هر شب قبل از خواب چند ورقی از آن را مرور کرد.البته این نظر شخصی من است و من به کتاب های که همیشه می توان خواندشان نخواندنی می گویم . اتفاقن کلی هم لذت بردم از کار کیارستمی بزرگ وعزیز و با خودم گفتم که چه خوب که او بعد از سعدی به روایت کیارستمی که زیر چاپ است مولوی به روایت کیارستمی را بیرون بدهد. چون اشعار مولوی چنان زیاد است که شاید مفیده فایده ترین کار کیارستمی البته باز هم به نظر شخصی من کار روی اشعار آن بزرگ است . اما مسئله مهم ونکته اساسی که این یاد داشت را به خاطر آن نوشتم این است که بگویم همان طور که کیارستمی یکی از بزرگان عرصه فرهنگ ایران است داریوش آشوری هم یکی از غول های این مملکت است که شک نکن که جایگزین ندارد . من البته این حرف داریوش آشوری را قبول ندارم چون که از خواندن کار کیارستمی کلی انرژی گرفتم . اما این که به خاطر این حرف آشوری بخواهیم این طور یک طرفه نیست ونابودش کنیم هم چندان خوشایند نیست . موفق باشی مریم : این ها که گفته اید که از سر دل بستگی احساساتی به کیارستمی و حافظ او نیست؟ و آیا واقعا هنوز آن رویکرد پوزیتیویستی در "نوشتن به زبان آکادمیک در سطوح بین المللی " حاکم است؟ مریم : البته این متانت علمیای که می فرمایید در همه جای همه حا حکمفرما نیست. لااقل چیزهایی که من دیدهام این را نشان نمی دهد. هم نوشته هایی که در حوزهی تخصصی ماست پر از تیکه پرانی به رقباست و هم این حوزهی فلسفه و مسائل نزدیک به آن (که آفای آشوری هم بیشتر به این حوزه تعلق دارد) که فراوان از این دست نقدها در آن وجود دارد. مریم : سلام مریم : در ضمن برای من هر دو این ها مهوع است: هم رفیق بازی و هم دشمنی شخصی. ما گرفتار هردویشان هستیم متاسفانه. مريم جان مریم : البته تمسخر منظور من است، نه ناسزا، نه تهمت و نه دروغ. مثالهایاش زیاد است. در حوزهی کامپیوتر دعوای تمسخر امیز توروالدز /تننباوم مشهور است. در کتاب تننباوم تمسخر کتاب سیلبرشاتس به خاطر عکس روی جلدش. در کتاب پرسمن، تمسخر کسانی که به قیاس زبانها میپردازند. در میان اجایلیها تمسخر یو-ام-الیها.
البته چون من زیاد چیزی در این موارد نخواندهام فقط همینهایی را میگویم که دیدهام و الا میتوان حدس زد که گسترهی این شکل نقدکردنها چقدر وسیع است. مریم : ![]() |
|
سلام
متـاسفانه این برداشت شخصی شماست.ا