یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۶

بهترین دلیل

بهترین دلیل برای خریدن یه جامدادی جدید اینه که این قبلیه زمستونی اه و اصلا حس خوبی نداره در اوج گرما آدم به پوست پشمی اش دست بزنه.
بهترین دلیل برای درس خوندن همراهی روزانه نوعی بستنی ترش اه که با آیس کافی همراهش می کنم و هر بار مزه اش برام شوک آوره در ابتدا و بعد عادت می کنم و هر بار به نظرم میاد که چقدر زود تموم میشه.
بهترین دلیل برای تحمل عصر یکشنبه اینه که دوشنبه برسه و برم نگاهی به راسته جامدادی های اون مغازه هه بندازم و عصر هم موقع برگشتن جیره هفتگی بستنی مون رو بگیرم که در حال حاضر ته کشیده.

مریم مومنی | ۶:۲۴ بعدازظهر



کاش منم از این دلایل خوب واسه درس خوندن داشتم!

راستی ما اومدیم از این
"type key"
برای کامنت گذاشتن استفاده کنیم که آدرس وبمون رو هم بتونیم بذاریم، ولی پیام خطا می ده:
The site you're trying to comment on has not signed up for this feature. Please inform the site owner.

مریم :
چشم من رو دور دیده نظارت استصوابی می کنه؟ من بی تقصیرم
شرمنده.


بهترین دلیل برا کشیدن اینه که
زندگی ارزش نکشیدنو نداره


هنوزم یکی از لذت های زنده گیم اینه که برم از شهرکتاب نیاوران جامدادی میلان بخرم. و بهش وفادارم و عهدشکنی نمی کنم و سالی دو سه بار جامدادی می خرم. برای درس خوندن همیشه باید کلی از این ایده ها داشت. حتا استفاده از بدلی جات و خودکارهای رنگی هم به من انگیزه می دن.


دو سال پیش بهترین دلیل برای رفتن به کلاس پنجشنبه های کنترل پروژه این بود که از مغازه میدان هفت تیر رد بشوم و یک جامدادی قهوه ای پارچه ای را ببینم. آخرین روز کلاس بروم و بگویم: آقا لطفا آن جامدادی قهوه ای پارچه ای را می خواهم. .. و بعد آخرش ضایع شدم که: "در آوردنش از ویترین سخته. ببین از این جامدادیها نمی خوای." از من اصرار و ... آخرش بدون جامدادی آمدم بیرون. (کلی غصه خوردم) دوسه ماه پیش رفتم هفت تیر. دیگه آن جامدادی نبود

:(


یک چیزی کشف کردم. دوساله من دیگه جامدادی ندارم

:O

مریم :
چرا؟
من بدون جامدادی نمی تونم نفس بکشم.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2