|
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۶
هزارتوی خوابنوشته ای از من در شماره هفدهم هزارتو: زنده، خیالگون و به دست نیامدنی
مریم مومنی | ۲:۴۸ بعدازظهر سلام خانم مومني نوشته بوديد امیدرسیدن به روزی را داريد که بتوانيد لذت خواندن را به دیگران منتقل کنيدمن در جستجوي اين لذت هر روز صبح قبل از شروع كردن كار هاي معمول روزانه ام وبلاگ شما را مي خوانم چقدر دنیای نوشته هاتو دوست دارم ![]() |
|
سلام، من یک پسربچه کنکوری هستم که وقتی از فرط ریاضی و فیزیک داغ می کنم، شروع می کنم به خوندن هر چیزی به غیر از اون چیزی که باید بخونم، نوشته های شما از جمله نوشته هایی هستن که بعد از خوندنشون مغز آدم "تیر" می کشه و هوس می کنه که بتپه
از نوشته ی جدیدتون هم تو هزارتو خیلی لذت بردم و اینبار کامنتی هم گذاشتم