|
یکشنبه ۳ تیر ۱۳۸۶
لاک پشت منبه لاک پشت ام می خواست برود دنیا را ببیند: گاهی که خوشحال است اما اغلب من وگرنه مریم مومنی | ۷:۲۶ بعدازظهر حرف نداشت این...حرف نداشت! خیلی قشنگ بود. پاراگرافهای اول رو که می خوندم فکر نمی کردم اینقدر قشنگ باشه. اما همه معنی و زیبایی توی پاراگرافهای آخر بود. عالی بود ! wow خیلی قشنگ بود. ایده نخی که به وقت خوشی کشیده میشه و لرزش نخ...خیلی دوستش داشتم. مرسی خوب زیبا بود . خوشگل بود خیلی laakposhtet dirooz pishe man bood... بله... متفقالقول با دیگر دوستان باید با بلندترین صدائی که سراغ دارم بگویم عالی بود. دستمریزاد. مرسی عاشق این نوشته ات شدم که! خیلی قشنگ بود مریم جون... عالي بود.. الانم کلي بغضم شده همان بخش آغازین ، به یاد سفر با کشتی افتادم با نوار های رنگین که یک طرفش دست مسافر است و یک طرفش تا خشکی . بعد آرام آرام کشتی دور می شود و یکی آن نوار از دستش می سرد ... مسافر دور می شود ... دلتنگی نزدیک
واقعا زیبا بود. بينظير بود خانم مؤمني. آدم دوستداره سر پا براتون كف بزنه. بي نظير بود من و به ياد فيلم وقتي لاك پشتها پرواز مي كنند انداخت اين نوشته از چه كسيه؟ مریم : قشنگه :) Hmmm, really nice! kheili kheili kheili kheili......... be delam neshest.......fogholade bood...movafagh bashin ziba bood, ama, be nazare man paragraph e akhar moshkele zibaii shenakhty dare (age nagim manteghi)... ehsasaty boodan e ziady e sher oono az dayereye zibaii kharej karde... be nazare man zaheran ziba ama bedoone omgh, va sathi bood! راستی با اینکه همین طوریش هم به نظر من زیباس و زیباییش به دلیل حسی است که به چشم من راستینه، اما می تونست تیکه "وگرنه مگر یک لاک پشت..." حذف شه و ابتدای بند قبل یک "و" بیاد که به شعر حس پایان یافتن بده. یا اینکه حتا هر دو بند آخر حذف شه و پایانش بشه همون "یا دارد اشک می ریزد"... البته همیشه ممکنه حس اولیه آدم چیز دیگری باشه. یادمه من قدیم ترها که چیزهایی می نوشتم، بر این باور بودم که نباید حس نابی رو که در نگارش اون دخیل بوده دست کاری کنم ولی الان بر این باورم که چرا نه؟ اون چیزی که برای خوندن در اختیار دیگران می ذارم مهمه که پیرایش شده باشه تا حدی. چون داره از مرز "من" خارج میشه نمی دونم غزه و آفریقا گریه دارتره یا من امروزی مدرن بی ریشه. چه خوشحالیهای ساده و بی ریایی که آنجا هست و اینجاها نیست و چه ناراحتیهایی که اینجاها هست و آنجا نیست این شعر فوق العاده است... واقعا بغضم گرفت! به قدري اين شعر زيبا بود كه انسان كامنتش مي گيره That was great...I make a copy of it in my yahoo.360[http://360.yahoo.com/snoopy_ha] من هم يك شعر گفته ام عين همينه به چولي ام می خواست برود آب بخورد: گاهی که خوشحال است اما گاهي من اما ال گور انقدر زیبا بود که نتونم بی تفاوت بگذرم و کامنتی نگذارم. I'm standing in the station, Rolling through the countryside, خیلی قشنگ بود مریم دلنشین. Salam , Cheghadr Arum oO Latif Minevisid , Adam Ba Khundane Matalebetun Delesh Arum Migire ... خوب بود به من یک ایمیل بزن ![]() |
|
تو معرکه ای.