پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶

به استقبال سال نو

رفتم یه دفترچه سفید پربرگ در قطع جیبی خریدم. دارم یه سالنامه درست می کنم که از اول جولای امسال شروع میشه تا اول جولای سال بعد. کار شماره گذاری و تاریخ بندی صفحه هاش اگه تفریحی کار کنم یکی دو روزی طول می کشه. از اول جولای آماده است برای شروع یه سال جدید. سالی که به جای بهار و زمستون با تابستون شروع میشه. سالی که قراردادی نیست و مثل برگ های سفید خود این دفتر قراره با ایده و تصویر و حس پر بشه.

و این جوری است که آدم انتظار اول جولای رو می کشه.

مریم مومنی | ۱۰:۵۱ صبح




داخلش قرار است چه بنویسی دختر؟
نکند شعرها را جا بگذاری آن تو
نکند نوشته هایت را جا بگذاری آن تو


انتظار برای نوشتن خیلی هیجان انگیز است . کلی چیز به یاد آدم می آید و کلی سوژه می شود دید ...


چه کار با مزه ای....


من هم هستم ...می تونیم سال مریمی رو کنار سال شمسی و چینی و میلادی اضافه کرد


گاهی من هم این کارها رو می کنم/ اما نتیجه ای نداره!


تابستان که شروع شده. چرا می خواهی تا اول جولای صبر کنی؟

مریم :
مال من از جولای شروع میشه خب


میتونم بپرسم الان داری چه رشته ای میخونی؟؟....قبلا چه رشته خونده بودی؟(توی لیسانس) وبلاگت رو مدتیه میخونم...قلم زیبایی داری..تبریک میگم....هم روان مینویسی ،و هم از طرفی، نوعی لطافت دوست داشتنی تو نوشته هات هست...موفق باشی

مریم :
الان دارم انگلیسی می خونم در دانشگاه وین. اسم کاملش هست : مطالعات انگلیسی -آمریکایی. قبلا هم ایران مهندسی عمران خونده بودم. دانشگاه تهران.

ممنون از لطفت.


جالب انگيزناك است اين تقويم شخصي.


شعر آخري كه در بلاگت ثبت كردي انقدر قشنگ بود كه بي اجازه آن را با ذكر نامت و وبلاگت در بلاگم آوردم.
خيلي ممنون براي اين شعرهاي قشنگ. والله اصلا فكر نمي كردم مهندسي عمران خوانده باشي و بعد هنوز اين قدر ذوق باقي مانده باشد. كه در كامنتهاي اين پست ديدم. خوشبختم. من هم مهندسي عمران خوانده ام. نزديك به يكسال است تقريبا هر روز به وبلاگت سر مي زنم و اين گمانم اولين بار است كه كامنت مي گذارم. بايد باز هم بگويم ممنون.


کار قشنگی از آب در میاد


سلام

بین ماههای لاتین من هم حس مبهمی نسبت به جولای دارم. نمی دونم شاید به خاطر قهرمانهای کتابهایی است که خواندم خیلی هایشان متولد ماه جولای بودند یا در ماه جولای اتفاق خوب سرنوشت سازی برایشان می افتاد.
ماه نوامبر را هم دوست دارم.
من بیشتر از شعر یک تصویر از این ماهها توی ذهنمه. نوامبر بارونی و سرد با انگور دانه ای
جولای تصویر یک دختر جوان است که در ظاهر به چشم نمی آید.....

خوب کاش نقاش بودم.


اول تعطیلی هاشو رو کن که خیلی مهمند
به اندازه ی یه بستنی قیفی در بعد از ظهرهای تیر ماه (همون جولای)شاید حتی مهم تر
کسی جز آنان که میدانند چه می داند؟


Moshkeli daram. Man chan sale ke salam ghablim tamom nashodeh. Be nazare shoma chikar bayad kard?

PS: Shoma Saleton kheili Canadaii bid.


با تاخیر: سال نوت مبارک باشه


با درود من کورش از وبلاگ بازی هستی هستم که من رو لینک کردین،ولی این وبلاگم از بین رفت و یه وبلاک دیگه به اسم نیمه پر لیوان باز کردم با این ادرس http://kouhdaragh.blogsky.com/ لطف کنین به جای بازی هستی این یکی وبلاگم با نام و ادرس جدید رو قرار بدین ممنون

مریم :
فکر کنم اشتباه گرفتین


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2