|
پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۶
somersaultاول : امتحان ها تموم شد. تا یکشنبه استراحت می کنم بعد دوباره مهمون کتابخونه هستم برای نوشتن مقاله دوم : این فیلم را دیروز دیدم. رفت در لیست فیلم-شعر های محبوب من. فیلم-شعر ها فیلم هایی هستند که موقع دیدنشان نمی دانم دارم فیلم می بینم یا شعر می شنوم. به هر حال این یک جور تقسیم بندی شخصی است. جدی نگیرید.
مریم مومنی | ۰:۱۳ صبح خسته نباشيد بابت امتحانات و غيره. واما بعد، به همه گفتم به شما هم ميگم: اينقدر فقط از فيلم و اينها تعريف نكنيد كه آدم همينجوري الكي دلش بخواد. يه كاري كنيد يا يه راهنمايي بكنيد كه ما هم بتونيم فيلم مربوطه ببينيم. آخه ما چه گناهي كرديم؟ سلام ![]() |
|
و سکوت به معنای فضای ژرف فرزانگی(شاملو)
و در این سکوت اندیشیدن به این که:
چرا ابرها هرچه می گریند
شاد و شادتر می شوند ؟
در سایه خسوف مادگی خورشید
برای که می سوزد ؟
اتش فشان ها از چه رنجیده اند
که تف و خشم و سرما تف میکنند ؟
ایا اشک های ناریخته
در دریاچهای کوچک انتظار میکشند؟
یا رودهایی نامرئی اند
که به سوی اندوه روانند؟
یک گربه چند سوال دارد؟