|
یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۶
تا آنجا که من می دانم :گفتگو با گفتمان فرق دارد. کاش قبل از به هیجان آمدن از به کار بردن اصطلاح های تازه مطمئن شویم که معنی دقیق شان را می دانیم. انگشت اشاره این هشدار اول از همه به سوی خودم است. نوشتم که یادم بماند. مریم مومنی | ۱:۱۱ بعدازظهر البتّه گاهی، اشکال صرفاً از ما هم نیست: برخی برابرنهادههای واژههای اروپایی آنقدر دستمالی شدهاند که معنای دقیقشان دیگر چندان روشن نیست. گمانام بهتر است اصلاً گاهی انگلیسی حرف زد تا به مشکل بر نخورد به نویسندهی پیام قبلی: کلمهی «معادل» چه اشکالی دارد که لازم باشد به جایش «برابرنهاده» بنشانید؟ بابک احمدی کار خوش رو کرد مریم : راستاش گمان ندارم نویسندهی این وبلاگ زیاد این که وبلاگشان چتروم شود را خوش داشته باشند؛ امّا چون جناب پویا چیزی پرسیدهاند و بدبختانه ردّی هم از خود نگذاشتهاند تا -مثلاً- ایمیلی جوابشان را بدهم، همین جا میگویم: آن واژه چندان اشکالی هم ندارد. فقط، من هنگام نوشتن نمیتوانم کلمههایی مانند «برابرنهاده» که از ریشهی فارسی هستند را به کناری بگذارم و مثلاً «معادل» را به کار ببرم. گرچه، این «معادل» هم به گوش نسبتاً خوشآهنگ است و از آن کلمههای عربی عجقوجق (سخت امیدوار ام درست نوشته باشماش!) نیست. امّا خب، هر کسی یکجوری ست دیگر. شما چرا نیستی یه مدته؟ ![]() |
|
"گفتگو با گفتمان فرق دارد"
اتفاقا همین هفته پیش یکی این جمله را به من گفت من اصلا به حرفش گوش ندادم.
حوصله نداشتم فکر کنم منظورش چیست؟ چون اصلا مهم نبود :D