یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۶

تا آنجا که من می دانم :

گفتگو با گفتمان فرق دارد.
به هر اثر جدیدی که معنی اش را نمی فهمیم و برایمان عناصر غریب ای دارد نمی شود گفت پست مدرن.
به کار نویی که دست رد بر سینه پیشینیان اش بگذارد و ایده تازه ای داشته باشد شالوده شکنی و یا همان ساختار شکنی نمی گویند.
و....

کاش قبل از به هیجان آمدن از به کار بردن اصطلاح های تازه مطمئن شویم که معنی دقیق شان را می دانیم.
ساده حرف زدن و در عین حال دقیق بودن برای من ارزش مند تر است از این که قاطعانه چیزی بگویم که تنها کمی درباره اش شنیده ام و به جای خواندن، دانشم را بیشتر با حدس و گمان شکل داده ام .

انگشت اشاره این هشدار اول از همه به سوی خودم است. نوشتم که یادم بماند.

مریم مومنی | ۱:۱۱ بعدازظهر



"گفتگو با گفتمان فرق دارد"
اتفاقا همین هفته پیش یکی این جمله را به من گفت من اصلا به حرفش گوش ندادم.

حوصله نداشتم فکر کنم منظورش چیست؟ چون اصلا مهم نبود :D


البتّه گاهی، اشکال صرفاً از ما هم نیست: برخی برابرنهاده‌های واژه‌های اروپایی آن‌قدر دست‌مالی شده‌اند که معنای دقیق‌شان دیگر چندان روشن نیست. گمان‌ام بهتر است اصلاً گاهی انگلیسی حرف زد تا به مشکل بر نخورد
!
پ.ن. اگر بخواهم از خودم شروع کنم، باید بگویم که واژه‌ی «برابرنهاده»، برابرنهاده‌ی equivalent است!


به نویسنده‌ی پیام قبلی: کلمه‌ی «معادل» چه اشکالی دارد که لازم باشد به جایش «برابرنهاده» بنشانید؟


بابک احمدی کار خوش رو کرد
:)

مریم :
به بابک ربطی نداره. کتابش هم چنان داره خاک می خوره
:D


راست‌اش گمان ندارم نویسنده‌ی این وب‌لاگ زیاد این که وب‌لاگ‌شان چت‌روم شود را خوش داشته باشند؛ امّا چون جناب پویا چیزی پرسیده‌اند و بدبختانه ردّی هم از خود نگذاشته‌اند تا -مثلاً- ای‌میلی جواب‌شان را بدهم، همین جا می‌گویم:

آن واژه چندان اشکالی هم ندارد. فقط، من هنگام نوشتن نمی‌توانم کلمه‌هایی مانند «برابرنهاده» که از ریشه‌ی فارسی هستند را به کناری بگذارم و مثلاً «معادل» را به کار ببرم. گرچه، این «معادل» هم به گوش نسبتاً خوش‌آهنگ است و از آن کلمه‌های عربی عجق‌وجق (سخت امیدوار ام درست نوشته باشم‌اش!) نیست. امّا خب، هر کسی یک‌جوری ست دیگر.


شما چرا نیستی یه مدته؟


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2