دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۶

داشتم چند تا آشغال خرده ریز رو می بردم که بریزم تو سطل آشغال دیدم یه سکه یک یورویی افتاده گوشه دیوار اتاق. برش داشتم که بذارمش سر جاش. رفتم اول آشغال ها رو بریزم توی سطل که دیدم سکه هه قل خورد و رفت ته آشغال ها. حالا الان این سطل آشغال ما یک یورو می ارزه و من هم با وجود اینکه قدر پول رو می دونم قدر روحیه خودم رو بیشتر می دونم و حاضر نیستم تمام این آشغال ها رو بیرون بریزم که اون یه یورویی پیدا بشه.
خب همین دیگه.
یه وقتایی می دونین ته یه عالمه کثافت یه چیز با ارزش هست ولی ترجیح میدین به جای هم زدن به اصطلاح گ ه ! دستاتون رو بذارین توی جیبتون و سوت بزنین.

مریم مومنی | ۰:۳۶ بعدازظهر



وگاه کلی از عمرمان در پی یافتن یک اسکناس مجاله شده در کف خیابان زندگی می گذرد.....


وای مریم. این جمله ی آخرت چقدر درست و چقدر قشنگه. واقعا بعضی وقت ها آدم این صحنه رو تجربه می کنه و واقعا بهترین تصمیم همونه که گفتی:)


اگر مثلاً سکه ی طلا بود چطور؟

maryam :
:D


bazi vaghta hatta age naduni tahe ashghala chiye ham majbur mishe adam uno begarde! bara man in pish umade :)


سلام
امروز با بلاگت آشنا شدم
ای کاش مقدور بود
e-book
این کتابها را برای علاقمندان در اینجا قرار می دادی
سری به ایمیل ات بزن
با مهر


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2