چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۶

دون لوپه

دون لوپه ی تریستانا برای من همان پیرمرد محترمی است که چند سال پیش در تاکسی کنارم نشست و به شیوه معمول همه آزار دهنده ها شروع کرد به آزار دادن مردانه. خودش را به خواب زده بود که اعتراضی نشنود و کسی باورش نشود که شنید. مانده بودم به چهره مظلومش اعتماد کنم یا نه. دون لوپه ی تریستانا را بارها دیده ام. مردان مظلوم و مطمئن و آرام و پرخضوعی که کمی که سن ات کمتر باشد به جای اینکه به آن ها گمان بد ببری به خودت شک می کنی که نکند اشتباه کرده ای. حتما حواسش نبوده. آخر مگر می شود؟ مگر آدم به این خوبی ذره ای پلیدی در وجودش هست که بخواهد آزارت دهد و بعد در عین ناباوری می بینی که می شود و شده است. و از همان موقع هاست که اعتمادت می شکند و تلخی و سیاهی را پشت چهره هایی که سفید دیده بودی می بینی. بعد باز هم وقت لازم داری که ببینی سیاهی هم می شکند و کمی سفیدی پشت آن چه فکر می کردی کاملا سیاه است پنهان شده. زمان لازم است که بزرگ شوی. زمان لازم است که آدم ها را خاکستری ببینی.

 

مریم مومنی | ۶:۲۱ بعدازظهر



khakestari...! are vali mishe ye chi begam bastegi dare age ye feminist radikal bashi masalan momkene ye jure dige tosif koni ..dalil biyari o tajziye tahlil bedi .. va adat nakoni ... va nakhahi k hamin tori bozoeg beshi... base dige bebakhsh ..cheghadr harf haye gonde gonde zadam ...webloge to ro kheili vaght pish ezafe karde budam b listam . emshab tuye blogrolling esme webloge to aval bud ..umadam .matlabet ro khundam . ta akhar . khub bashi


من هم یک بار چنین تجربه ای داشته ام و هیچ وقت فکر نکرده بودم که می توان تجربه ی مشترکی باشد!!


به هر حال آدما همیشه انقدر رنگ برا پاشیدن دارن که نشه رنگ غالبشونو تشخیص داد. همون بهتر که آدم عینک کور رنگی به چشش بزنه ..
خیلی خوب می نویسی


تا دلت بخواد من دون لوپه سراغ دارم عمامه به سر


baba in nehzate bordane aberooye mardan chiye ke rah endakhtin ? basse dige ab shodim raftim too zamin be khoda ! bezarin johare foshayi ke babate in layeheye hemayat az mardan khordim khoshk beshe bad berin soraghe bihamechiziyamoon . hala be har hal mamnoon ke film moarrefi kardin . bezar peyda konam o bebinamesh balke faraji shod .


فکر میکنم همه عقده های زنانه تاریخ با پایان فیلم که تریستانا به دکتر زنگ نزد ارضا شد. من گاهی وقتی آثار سینمایی فمنیستی رو تماشا میکنم بیش از اینکه خودم رو مواجه با یک جنبش انسان محور ببینم حس میکنم در برابرم تفکری قرار داره که قبل از هرچیز مردستیزی آن وجه قالبش است. بیشتر از اینکه بودن حقوق زن اهمیت داشته باشه نابود شدن مردهاست که اهمیت داره و تاکید شده. تریستانا فیلم خوبی بود به شرط اینکه برچسب فمنیسم بهش نچسبونیم.


من خیلی اتفاقی از یک جستجوی گوگل به این جا برخوردم و این مطلب را دیدم. چون بونوئل دوست هستم متوجهش شدم، خوشم آمد. آن‌هم وسط کار.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2