یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۶

زمین را می کند
زاغچه
هر روز
هر روز

از درخت خرمالو
تا بوته های خالی رز
بید مجنون را دور می زند
عرقش روی خاک می چکد
روی زمین شیار شیار شده

فردا باران می بارد

از این سر
تا آن سر
نهر جاری می شود

ما همدیگر را دوست داریم
پای پنجره خیس
زاغچه را می بینیم
که
هرروز
هرروز
زمین را می کند.

مریم مومنی | ۱:۱۱ صبح



مريم جان، زاغچه همون زاغ كوچكه !؟


salam dokhtaram shoma rangi hastid?


نمیدونم چرا اما بعد از خواندن این شعر نتونستم جز به قابیل فکر کنم


از کلاغ ها وزاغ ها متنفرم


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2