جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶

من الان در جزیره تاهیتی به سر می برم. لابه لای ورق های دفترچه کاپیتان جیمز کوک که بوی جلبک و خون کانگارو میده. اگه قرار نبود هفته بعد سرکلاس نقدی روی این نوشته ارائه کنم قطعا اوضاعم فرق می کرد و انقدر گیج نمی زدم. به هر حال الان زیر توده ای مقاله و کتاب هستم و فقط اومدم بگم که به دلیل اینکه مدتی از تمدن دور بودم و توی جزیره هم کافی نت نیست به جای منتشر کردن چند تا کامنت آخر پاکشون کردم. دلیلش فقط و فقط گیج زدن تاهیتی وارانه است.
به بزرگی خودتون ببخشید.

مریم مومنی | ۰:۵۶ صبح



مبارک باشه طرح قشنگ اینجا.
لذت ببر از جزیره‌ات :)


ممنون از تذکر. بگذارید به حساب گیج زدن‌های طولانی این روزها. یا هرچه که دوست دارید.


سلام خوش بحالت من عاشق این جزیره رویایی و جزیره موروا و بورا بورا هستم ولی امکان مسافرت وجود نداردآیا می تونی در مورد این جزایر برام اطلاعاتی بفرستی ممنون می شم چون در مورد اونا تحقیق می کنم و سرگرم جمع آوری اطلاعات .
خوش بگذره

مریم:
لطفا کمی قوه ی تخیل تون رو به کار بندازید. منم مثل شما تو خونه نشسته بودم و جایی نرفته بودم.


حس کردم داری دروغ می گی می دو.نی از کجا چون نوشته ای تو جزیره کافی نت وجود نداره
که بنظر من امکان نداره
ضمنا از این صفحه بی سر و ته سر در نیاوردم

مریم:

من دروغ نمی گم. شما بهتره اول تفاوت تخیل و دروغ رو بشناسید و بعد تهمت بزنید. در ضمن کسی دعوتتون نکرده بود به اینجا.


خوب بی خیال ببخشید


سلام. ببین راست میگه.بگو چه جوری میشه رفت تاهیتی؟من 3 ساله که دیدن این جزیره جزو آرزوهام شده.همه ی کلیپ های این جزیره رو تو یوتیوب دیدم.واقعا عالیه.کاش می شد منم برم اونجا...


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2