|
چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶
اوزاک یعنی دوراوزاک یعنی دور اوزاک را دوست داشتم. برای خلوت بودنش، روایت رئال از ترکیه مدرن و آدم های شهری و نقب هایی که به زندگی روستایی می زند، برای آدم های قابل باور و واقعی اش ،موسیقی اش وهمچنین نماهای فوق العاده و در عین حال بکرش از استانبول.
پی نوشت : فکر کنم خیلی معلومه که مفهوم خانواده از بین رفته در اروپا و محبت دیگه تو دلها جاری نیست و من و حامد باید کم کم به فکر خریدن یه سگی، گربه ای چیزی باشیم. کانون گرم خانواده رو اگه اینترنت نخواد نگه داره پس کی نگه میداره؟ مریم مومنی | ۵:۳۵ بعدازظهر من از چهار پنج ساعت پیش که پست آقا حامد رو دیدم دارم روی اینترنت دنبال فیلمه می گردم برای دانلود! یک چیزهایی هم پیدا کردم ولی آخرش موفق به دانلود نشدم. احتمالا آخرش مجبور می شم کلی پول بدم برم کرایه ش کنم! راستی من که کلا سواد فهم اگزیستانسیال و اینها ندارم! ولی خب چون ظاهرا شخصیت اصلی فیلم (مرد روشنفکر) به بحران هستی و وجودی (وجود خودش) دچار میشه، می شه گفت فیلم درون مایه ی اگزیستانسیال داره.
مریم : بابا غرب زده شدينا!پس تداوم نسل مسلمانان چي مي شه؟؟؟ ![]() |
|
مریم جان ،من روی پیوند ها که کلیک میکنم،چیزی نمی بینم.
یعنی ایراد از منه؟ :(
مریم:
نمی دونم. اینجا که کار می کنن درست
:)