جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸۶

فکر کنید در اون دنیا تو صف کارنامه گرفتن یکی از این عرفا رو صدا کنند. مثلا مولوی، یا عطار یا یه نفر از همین ژانر. بعد ببینید که آقای نسبتا فربهی با کله ی طاس رفت رو سکو و فیلمش رو دید و بعد هم کارنامه اش رو دادند دستش.
[پایان فکر]
.


اهداف ِ این نوشته : کلیشه زدایی- نوستالژی ستیزی- معنویت- واقع بینی - بیم و انذار

مریم مومنی | ۱۰:۴۸ صبح



جالبه، اين تصوير خيلي برام آشنا بود. تصويري كه براي بعضي از فيلسوف ها تو ذهنم درست كردم چون بيشتر از هر تصوير ديگه اي بهشون مي آد:
آدم فربه و طاسي كه انگار خيلي به سختي راه مي ره و شكمش با راه رفتنش بالا و پايين مي آد، صورتش پر شده از قطرات عرقي كه از سر طاسش سر خورده پايين، و البته موهاي روشن خيلي كمش كه تر شده و چسبيده به كناره هاي شقيقه هاش.
اميدوارم تصوير شما رو خراب نكرده باشم!


سلام
من هم يك مريمم. بار اوليست كه اينجا آمدم. البته كمي قبل تر وبلاگ آقاي قدوسي را مي خواندم. زوج جفت و جوري هستيد. چشم بخيلان و دشمنان كور. مي دانم حرفهايم جسته گريخته خواهد شد. حرف هايي ست كه بعد از سرك كشي به قسمت هاي مختلف وبلاگتان به ذهنم رسيد. پس بر من مي بخشاييد. اول از عكس هاتان. آن هايي كه حرفي برايشان دارم. در مورد عكس پاييز در پياده رو، چند وقت پيش خواهرم عكسي گرفت كه من با ديدن اين عكس شما ياد آن افتادم. دقيقاً با همين فضا. اين را البته بعد از عكس متوجه شديم. قدري از جورابش در عكس ديده ميشود كه به رنگ سبز و زرد است و تركيب زيبايي در عكس به وجود آمده. انگار زهرا پاييز را به تن كشيده و از آن پوششي براي خود ساخته. عكستان زيبا و نوستالژيك شد. لا اقل براي من. برگ قرمز هم آن وسط بدجور خود نمايي مي كند. پاييزتان هم انگار كز كرده. همه چيز جور شده تا پاييز در پياده رو آنقدر زيبا شود. عكسي از پرتره تان، آن را هم خيلي دوست دارم. به شدت چهره معصومي داريد و همين معصوميت زيبايي تصوير را دو چندان كرده است. گفتني هايم بيش از حد است.
و در مورد نوشته تان:
[آغاز فكر]
فقط خواستم اين نويد را بدهم كه به اهداف مورد نظرتان رسيديد.


خیلی فکر جالبی بود :)
فقط ؛ تا حالا فکر نمی کردم که با تصویر ذهنی مولوی و سایر عرفا -و شخصیت ها- هم میشه برای کسی "نوستالژی" درست بشه.
فهم من از نوستالژی فقط مربوط به چیزایی می
شه که خودم تو عمر خودم دیده م/حس کرده م.

بگذریم... اهداف این نوشته رو تحسین می کنیم:)


دوباره سلام
از خواهرم خواستم عكسش را در وبلاگ بگذارد. اگر ببينيد خوشحال مي شوم.
http://autumn62.persianblog.ir/


ay baba.yani man age bekham 1 daghighe be in chiza fek konam badesh rasman 1 hafte mikhabam!az shedat khastegi fekr!


man bache budam mese kheilia fek mikardam hazrate ali yechizi too mayehaye Arnold e vali avalin bari ke yeja khundam ghaddesh kootah boodeo kam moo ya ye hamchin chizi , kheili hamintori ke to migi shodam.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2