|
چهارشنبه ۵ دی ۱۳۸۶
بندی ِ بندانبند هایی هست که نگه مان داشته....معلوم نیست اگر کنده شوند باز هم سر پا بمانیم....بیشتر اوقات هم نمی مانیم....بندی که نگه دارمان بوده اگر روزی پاره شود زمین می خوریم.....زمین خوردن درد دارد........شاید زخمی هم بشویم. ............معلوم هم نیست همیشه روی زمین بیفتیم .............. که کمی خاک لباس های مان را بتکانیم و بلند شویم........ بعضی از بند ها آن قدر قابل اعتماد به نظر می آیند... که آدم هوس ِ .....پرواز..... می کند.... .یک سرش را به زمین گره می زند ...و مثل بالون ای از زمین بلند می شود ...با این خیال که هر وقت دلش خواست برگردد.... بند را بکشد ...و برگردد سر جای اولش..... بریدن این بند ها خیلی خطرناک است، .....بس که مورد اعتمادت بوده اند. به بند پوسیده نمی شود اعتماد کرد. بریدن بندها آسان نیست. بریدن بندها آسان نیست، مریم مومنی | ۰:۴۰ صبح وبعضی بندها هم آنقدر نامرئی هستند که تا مدتها اصلا نمیفهمی که بندی وجود داشته است فقط میدانی که یک جای کار یک جوری است che doost dashtam in بندی ِ بندان ro ... humm shyad chon ziyad boodan bandhayi ke majboor shodam beborameshoon Ya bandhayi ke hanooz bahashoon roo Asemoonam o .... واسه همین بهمون می گن بنده به بندی که گره نامطمنی دارد نمی توان اعتماد کرد، دیر یا زود باز می شود. bazi az hamin banda jesarate motefavet zendegi kardano az ma gereftan . nemidoonam shayad arzeshe zendegiye adama be pare kardana bazi az in banda bashe با اجازه مریم ! ie bandi ham hast be esme ertebatate ghadimi ke khalas shodan azash juri farsude o kalafat mikone ke az ertebatate jadid va kolan harchi bande farari mishi. بریدن بندها آسان نیست بریدن بندها آسان نیست خیلی راستِ راسته ولی گاهی هم ممکنه آدم دنبال راهی برای ادامه ندادن بگرده، اونوقت تکلیف بند چیه؟ ![]() |
|
ma delemaan shoma ra mikhahad ke tooye baghalemaan feshaaretaan dahimmmmmmm.