|
پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۶
لینکدونی: چراغ جادوغلامرضای کوچک نوه ی پهلوان تختی و فرزند بابک و منیرو روانی پور چند وقتی است که می نویسد و چقدر هم با این سن کم اش دوست داشتنی می نویسد. چند وقت بود می خواستم لینک بدهم اما می ترسیدم که با این لینک دادن ها و شلوغ شدن، فضای وبلاگش دیگر مثل قبل نباشد. مریم مومنی | ۱۱:۱۷ بعدازظهر سلام مدتهاست وبلاگتون رو میخونم و خیلی وقتا لذت میبرم حتی الان که سال کنکورهالبته تا حالا نظر نداده بودم خواستم اجازه که نه چون این کارو کردم اطلاع بدم بی اجازه شما را لینک کردم گر چه تفاوتی نمیکنه تازه وب لاگم رو شروع کردم اینه که حجم عظیم مخاطبانم گفتم شما رو هم بشناسن و بیان غافلگیر نشین سلام خانم روانی پور ، با کامنت آقای بی نام در وبلاگ شما کاملا موافقم. یادتان می اید گلشیری و همدستانش چه چوری پوست از مخالفبن می کندند؟ یه نکته دیگر . چرا مردم دنیا باید کتاب های کسل کننده و بی داستان گلشیری و شما و مندنی پور و ابوتراب خسروی و مزخرفات بنی عامری و کاتب و محمدرضا صفدری را بخوانند ؟ مگر داستان نوشتید؟ فقط لفاظی کردید . آخرین تان مهدی خان یزدانی خرم بزرگ مقام داران سلاخ خانه ادبیات ایران و نوچه هایش یاسر نوروزی و علی شروقی و حسن محمودی و محسن حکیم معالی و محس آزرم و سمیه نوروزی (زیر رهبری قائذ اعظم احمد غلامی ) است که ادبیات ایران را از طریق ترببون هاشون به لجن کشیدند. اخیرن هم که بانو ی اعظم بلقیس خانم سلیمانی به این جمع پیوستند تا همه چیز همان طور پیش برود که گلشیری خدابیامرز می خواست : حذف داستان و لفاظی های طولانی و در همان حال دشنام به براهنی و احمد محمود و صادق چوبک . شنیده ایم کتاب های ترجمه شده استاد گلشیری در خارج باد کرده است . تعجب ندارد . او برای شما تازگی داشت برای دنیا کهنه شده بود. مریم: ![]() |
|
مریم خانم جان لینک جاببی بود مرسی به من هم نگا کن حسودیم شد