|
شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۶
اعلامیه ی جهانی ِ بافتنیهر آدمی باید دو میل کوچک خوش دست و مقداری گلوله ی پشمی ِ رنگی داشته باشد. هر آدم غمگینی که حوصله ی بافتن ندارد و حق شادی گربه ها را هم به میزان کافی ادا کرده است، باید میل هایش را بردارد و آرام آرام بافتن را از سر بگیرد. مریم مومنی | ۰:۵۷ صبح خُب من رسمن حسودیم شد به این نوشتهت :)) از اون نوشتههاس که با خودم میگم کاش نویسندهش من بودم. Maryam jan kheili aali bood....kheiliiiiiii shoma foghol aadeii :) آره! البته اول یه دوره آموزشی لازمه که یادآوری کنه ما همه به طور ذاتی بافتن بلدیم! کلی هم گوله های کاموای رنگارنگ دور و برمون داریم! ديدي بعضيا چه نقشاي قشنگي ميندازن رو بافتني شون. من يكي رو ميشناختم كه عكس يك گربه، رو بافتنيش بود كه با يه عالمه گلوله هاي كاموا بازي ميكرد به نظرم قشنگ بود. قشنگ یدون هیج توضبحی عالیه... عالی! تو اینهمه نو می نویسی... بدون تکرار و پر از ایده... ما اینهمه تکراری میگیم: عالیه! عالی!اشکالی که نداره؟! عاشق نگاه تیزی هستم که به اتفاقای ساده ی دور و برمون داری! من همین الان تاریخ طبری ویرایش مدرس صادقی رو خریدم ، کی شروع میشه این طرح خیرتون؟! مریم: برای اینکه شدت خوشحالی و حمایتم را از اعلامیه اعلام منک!!: این جا مونده بود که مطلقا ضرورت داشت: salam man parisa hastam to madreseye iran alman.dost dashti be veblogam sar bezan tazas hanoz bi hadafe ama daghdagheye manam adabiate .nevesh tehat mesle romane ghoror va taasobe mohkam. برای بعضی دردها هیچ تسکینی نیست....بافتن شاید مسکنی برای دردهای روزانه باشد... بسيار لذت بردم مريم جان اول كه لينك رو ديدم تو وبلاگ نرگس فكر كردم دو ميل مثل ميل حيواني و اينجور چيزا بعد گفتم شايد يعني ميل باكس و خلاصه همه چيز به ذهنم اومد جز ميل بافتني.شاد باشين جالب بود ، مخصوصا آنجاييكه گفتيد هر آدمي حق دارد آنچه را كه بافته بشكافد... یه استاد بزرگواری هم می گفت: هر کسی باید بعضی وقتها بره تو تنهایی، ماست خودش رو بخوره. دوستش داشتم خيلي . . . ممنون بسیار زیبا! من عاشق این جور تمثیل ها هستم! گاهی توی یک وبلاگ کم کار دیگر (ناشناس) از این دست تمثیل های دوست داشتنی ام پیدا می کنم. این جور وبلاگ ها فرصت تنفس وبلاگستان اند که از تکرار مکررات انباشته شده است... afarin ميبافم؛ هميشه. ولي نميدونم چرا هميشه خراب در مياد از آب وقتي كه ميرسم به بغلش .... aaaaali bud با خواندن نوشته ات یاد آن سکانس از فیلم خانه ای روی آب افتادم که یه پیرزن سفید مو وسط یه عالمه کلاف رنگی نشسته و دارد می بافد، و این دیالوگ بهناز جعفری که اگه اونی را که سرنوشت را می بافه ببینم بهش می گم که مال منو کلا بشکافه 09141865844 Afarin salam.man mayelam baftani yad begiram.khanumha mishe komak konid? albate 2,3 mahiye ke daram chizaye sade mibafam. niloofarkhatoon@yahoo.com maryam: ![]() |
|
از جنبه های استعاری که بگذریم، بافتنی خودش کار بی نظیریه- به خصوص بافتن شال گردن که هی می بافی و تموم نمیشه و عوضش آدم آرامش پیدا می کنه -خلاصه که از اعلامیه ات شدیدن استقبال می کنم