|
شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۶
شب مرّهساعت یک نیمه شب بیدار می شم. لباس های خشک شده رو تا می کنم و سرجاشون می ذارم. ظرف ها رو می شورم. سیب ها رو توی سبد میوه می چینم. فایل های کاغذی رو مرتب می کنم. چایی می خوریم. بیرون توفان داره درخت ها رو از جا در میاره. اینجا آرامش برقرار شده. مریم مومنی | ۳:۳۹ صبح فکر کنم که روی لوله بخاری نشسته باشم Ahan ![]() |
|
یعنی من انگار دارم به وضوووووووووووووح می بینم این تصویر رو الان، آیا سیب هایی که چیدین توی سبد سبز می باشن؟ :دی
مریم:
سبزن !!
:)
تو الان دقیقا کجایی؟ روی لوله بخاری مون یا پشت پنجره؟
D: