پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶

ماه تاب

دختر
حمام مهتاب گرفته
شب تا سحر
زیر نورش دراز کشیده
به تنش شعر مالیده
لچک ترنج قالی را
نگاره به نگاره
لمس کرده
دست کشیده
ماه
بر او تابیده
تابیده
تابیده.

مریم مومنی | ۲:۱۹ صبح



سلام مريم جان !
ميشه لينكت كنم كه ديگه از وبلگ گلمريم و سرچ گوگل و اينها نيام تو سايتت ؟ البته اگر ناراحت نمي شي يك سايت خاله زنكي لينكت كنه!


پيرمرد
حمام آفتاب گرفته
زير تيغش رنج كشيده
به تنش عرق نشسته
خاك خشك بيابان را
رج به رج
بيل زده
الك كشيده
و آفتاب
بر او تابيده
سوزانده
خورانده


و آن روز که کسی
آفتاب مهتاب بگيرد
مرا
آرزوست


سلام.
وبلاگت رو دوست دارم. هر از چند گاهی میام اینجا . منتها بی رد و آدرس
نوع فکر کردنت رو دوست دارم.

امیدوارم یکی از این روزها بیای ایران.


حتماً دختر زيباتر شده.
---
همه ي شعرهات رو دوست دارم.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2