سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

نمایشگاه عکس : من از دنیای بی کودک می ترسم

2508825754_5dc9f3982f.jpg


پیشنهادی برای آخر هفته:
نمایشگاه عکس های خشایار الیاسی

موضوع: کودکان افغان و کار

زمان: 3 تا ۱۳ خرداد ماه 1387

افتتاحیه: روز جمعه 3 خردادماه 1387 از ساعت 4 الی 8 بعدازظهر

نشانی :
نگارخانه نیکول
تهران –خیابان مطهری-بعد از مفتح –روبروی سلیمان خاطر خیابان اکبری کوچه آزادپلاک 1/31

مریم مومنی | ۴:۲۶ بعدازظهر



خوب بود نمایشگاهی هم با عنوان جوانان ایرانی و کار می گذاشتند


Maryam jaan,
i just discovered your blog and it made my day (well my night to be exact!) i regret not having found this treasure before. i get so excited when i find a blog that i can relate to n this is one great discovery, will visit again!
Cheers,


مهربانى پرتقالى شيرين بود
كه بوى عشق مى داد
در برگ دست هايت

مهربانى دستى بود
پر از ابر
ابرى پر از باران ،‌ پر از ستاره


سلام
خبرخوبی بود
راستش خبر رو برای اولین بار اینجا خوندم وبه خیلی از دوستام اونو سند کردم


یکبار با ماشین توی خیابان می رفتم...جای شلوغی بود.یک پیرمرد را دیدم .خیلی پیر.که یک کیسه شندره روی دوشش انداخته بود و هر کار می کرد نمی توانست لای ماشینها جایی پیدا کند که از خیابان رد شود.من همانجور می رفتم و نمی دانستم با احساس خجالت عجیبم چکار کنم.فقط خجالت هم نبود.یکجور حس مبهم بیان نشدنی بود که زانوهای آدم را سست می کرد...می دانی شاید این عکسها خوب باشند.اما در عمق همه ی این چیزها چیز غیرانسانی ای هست که زانوی آدم را سست می کند وقتی که می شود ما لباس خوشگل بپوشیم و عصر جمعه با دوستانمان نمایشگاه برویم...


مریم:
درسته . متوجهم. ولی از طرفی هم می شه لباس خوشگل بپوشیم و به جای نمایشگاه بریم مهمونی و به این چیزها فکر نکنیم. من نمی گم که نمایشگاه رفتن اتفاق خوبی برای آدم هایی اه که اونجا عکسشون رو قراره ببینیم ولی می تونه احتمال کمک کردن به اون ها رو ببره بالا. اگه راه بهتری برای بالا بردن این احتمال بلدیم و رفتن به نمایشگاه از ما انرژی و زمان و هزینه ای رو صرف می کنه که قرار بوده در این راه دومی صرف بشه قطعن من خودم راه دوم رو انتخاب می کردم. ولی تا وقتی چنین گزینه ای ندارم سعی می کنم از پسیمیسم دوری کنم.


che estedlali kardi maryam jan, hal kardam!


مریم عزیز
اینکه جواب کامنت کسی را که خودش وبلاگ دارد توی وبلاگ خودت بگذاری کار بدی
است. به رسمیت نشناختن طرف مقابل،باب گفتگو را می بندد

مریم:
حوا جان من معمولا گفتگو را همان جایی که شروع شود ادامه می دهم. چون این طوری معلوم است که جریان بحث چه بوده. قصد به رسمیت نشناختن نداشتم به هیچ وجه. این یک کامنت را هم محض اینکه برداشت غیر دوستانه از ماجرا نشود هر دو جا می نویسم ولی منش فردی ام را با اجازه ات تغییر نمی دهم.


مریم عزیز
منش فردی ات بسیار محترم است. با این حال گمانم مطلع کردن طرف مقابل از این که گفتگو ادامه دارد به اخلاق گفتگو نزدیکتر است و در شکل کم زحمتِ همین مکالمه ی آخر تداخلی هم با منش ات ندارد.
از توجهت ممنونم .


اگه نظر منو بخواهید میگم این عکس هااند که خاطرات رو قشنگ میکند


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2