شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۷

یک رفتار دوست داشتنی ای که من این جا دیده ام و نمی دانم چقدر در جاهای دیگر مرسوم است این است که اگر باب بحثی باز شود سر موضوعی آدم ها بدون اینکه قصد نابود کردن طرف مقابل شان را داشته باشند با هم بحث می کنند و کسی فکر نمی کند که حتمن هر نکته ای که مطرح شده جوابی هم دارد و رگ گردنش بیرون بزند و تا جواب طرف را نداد آرام نگیرد.
در ایران چرا دیده ام. و بعد این که بحث را حاشیه بدهند به چیز نامربوطی که ربطی به موضوع ندارد و خصوصیات فردی طرف مقابلشان را که ربطی به بحث اصلی ندارد وارد کنند و موضوع را با زغال غیر مربوط داغ کنند.

و بعد هم آرامش و متانت در حوزه ی بحث های دانشگاهی( و نه عالم سیاست )برایم بسیار قابل تحسین است. این آرامش هم معنایش این نیست که کسی سوال چالش برانگیزی نمی پرسد و یا ایراد پرسروصدایی نمی گیرد که هم می پرسند و هم می گیرند. منتها همه ی این ها با یک جور خلق متینی بیان می شود که من خیلی دوست دارم.

مریم مومنی | ۱۱:۰۹ صبح



حتمن یا حتما ؟

مریم:

حتمن
:)


مریم جان اینم دقیقا از اون خصلتای ایرانیه که انگار یه جورایی تو خونمونه متاسفانه ... این قصد نابود کردن طرف مقابل و عدم آرامش تو بحث ها انگار فقط یه جورایی مال ایرانیاست ...از ایران که پاتو میذاری بیرون دیگه هیچی اون رنگو نداره ، همه چی فرق داره ، انگار منطق و برخورد آدما هم بسته به محل زندگیشون عوض میشه! من که همیشه در عجبم که چرا ؟... و آیا روزی ما هم مثل بقیه دنیا خواهیم شد؟
پست جالبی بود ! موفق باشی


درود بر شما دوست عزیز
مطالبتان خوب و قابل استفاده بود موفق باشید خوشحال خواهم شد به ما هم سری بزنید


1. با حفظ قواعد دموکراسی لطفن :) این کامنت بالایی رو پاک کن
2. این خصوصیت ماله ایرانیای مقیم مملکت یا ایرانیای مقیم بقیه ممالک هم هست؟


مریم:
۱. اگه پاک کنم اونوقت سوتفاهم می شه چون این کامنت تو به چیزی اشاره می کنه که پاک شده و بقیه نمی دونن که پاک شده و فکر می کنند منظور تو کامنتی اه که در این حالت فرضی بالا قرار گرفته
D:
معلومه چی دارم می گم اصلن؟

:)
۲. نمی دونم ولی گمون کنم ایرانیای این طرف خیلی بی تاثیر از فرهنگ اینجا نباشند


خوب من چون دیدم سو تفاهم شده و انگار خطر پاک شدن کامنتم وجود داره اومدم حرفمو پس بگیریم : دی
اما خدمت این دوست عزیز هم عرض کنم که معمولا وقتی میگیم تو خونمنونه یعنی همه داریمش یه جورایی ولی خوشبختانه فکر میکنم زندگی اینور آب یه کمی رو ما ها هم تاثیر میذاره و ما از اون حال و هوای بحث های ایرونی میاییم بیرون و خوشبختانه کمی معتدل میشیم .. اما خوب من منکر این نمیشم که همه نوع سلیقه و برخوردی تو همه جای دنیا وجود داره و ادمایی به خصوصیات عالی تو ایران هم کم نیستن ... ولی خوب دیگه.....
آقا بسه؟ دیگه کامنت منو پاک نمیکنین با بازم پاچه خواری کنم : دی
به هر حال قصدم جسارت به هیچ کس نبوده و فقط نظر شخصی بنده بود که درج شد و مریم جان ممنون که دموکراسی رو حفظ کردین و پاکش نکردین : دی .موفق باشید


مریم جان سلام،
از خواندن وبلاگت و لینکهای پیشنهادی ات و کتاب خوانی هایت و لذت ها و رنج های آن و ....خیلی خوشحال شدم. مدتها بود که اینجا نیومده بودم. دلم می خواست پای تمام نوشته هایت یک کامنت بگذارم و نظرم رو بگم. اما به این پست که رسیدم، استاپ زدم! این حالتی رو که می گی میون دانشگاهیان «تا حدی» رایجه، ولی اینجا (همین اتریش رو می گم) من بارها و بارها به مردم دانشگاهی و غیر دانشگاهی ای هم برخورده ام که اتفاقاً همان طوری که گفتی رگ گردنش موقع بحث بالا زده! (اگرچه فقط هیچ وقت کار به کتک کاری نکشیده!). از همه بدتر این که فکر کرده صرف این که اروپایی یه و جزو جهان اول محسوب می شه،پس حتماً حق با اونه و گاهی هم اگر دیده حق با تو ِ، موضوع صحبت رو سریع عوض کرده. راستش خیلی وقت ها پیش اومده که دلم برای یک بحث اساسی لک زده، اما دریغ! توی ایران خودمون، حتماً می دونی که طرف در هر سنخی هم که باشه، دربارهء هر موضوعی قادره رشتهء سخن رو دست بگیره و درباره اش اظهار نظر کنه. این داستان رو خیلی ها به دیدهء انتقادی بهش نگاه می کنند. اما باور کن در دنیای اینجا، گاهی دلم برای یک هم صحبتی که بشه باهاش از «هر دری» سخن گفت تنگ می شه!


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2