سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷

باد بهار

گفت پیغمبر به اصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار
کان چه با برگ درختان می کند نیز با جان شما آن می کند


این روزها که نسیم ملایم بهاری گاهی می وزد و اگر نزدیک یکی از این درخت چه های خوش بو باشم و حساسیت فصلی جایی برای لذت بردن در بینی ام باقی گذاشته باشد ناخودآگاه یاد این دو بیت بالا می افتم و از این که این همه تعبیر و تفسیر عرفانی هر جا که این شعر آمده پشتش ردیف شده حالم بد می شود. بعد یاد تو می افتم که آن ظهر گرم تابستانی زیر آن همه لباس که خب به نسبت تابستان اینجا می گویم زیاد بود داشتیم عرق می ریختیم و پسر بچه های پانزده شانزده ساله نهر آب بلوار کشاورز را کرده بودند جولانگا هشان و آب ریختن به همدیگر و با هم پریدن توی آب و جیغ و داد راه انداختن و داغی آفتاب را به خنکی خیس البته نه چندان بهداشتی سپردن و ما که شره ی شور عرق پوست مان را می لغزاند و چرخی دور گوش مان می زد و از زیر مقنعه روی گردن راه باز می کرد با حسرت نگاهشان می کردیم. یادت است چقدر گشتیم تا مانتویی پیدا کنیم که سبک و خنک باشد و به بدن هایمان نچسبد که اگر بود فرصتی که امکان دویدن داشتیم حتی چند قدم هم که شده راه نسیمی که بتواند از داخل آستین و دامن مانتو وارد شود و دورمان بچرخد بسته نباشد ...
*
گفت .......به .......... صغار تن مپوشانید از نهر و طهار
کان چه با ماهی و میگو می کند نیز با جان شما آن می کند

جاهای خالی را پر کنید.
راهنمایی : از بانوان محترم در وقت مناسب تری پذیرایی خواهد شد.
لطفن تا یک دنیای دیگر صبر کنید.

مریم مومنی | ۱۰:۳۷ بعدازظهر




فکر کنم این اولین باره برای من که چیزی ازت خوندم که مسمومه و این برام عجیبه


man ham in ruzhaa ke mitunam az garma va aftab va nasime bahari lezat bebaram va majbur nistam zir yek kuh lebas (dar moghayese ba inja!) aragh narizam kheili be un ruzhaa fekr mikonam, vali ziyad yaade un yeki donya nabudam ;D


چقدر مزخرف بود این مطلب...
خیلی وقت بود مطلب مزخرف از شما نخوانده بودم !
حالا ببخشید اینقدر صریح حرف می زنیم !


asssssssslan ham mozakhraf nabood, dokhtar age bashi too garma ba maghna'e majboor bashi ta madrese beri mifahmi ke kheiliam rast gofte,,,


heehee! it was funny! i remember how i hated that my brothers could go swimming when we went to Shomal and i couldnt. i will never forget the frustration and anger that i felt inside.
well said my friend


goft yek maadar be abnaaye seghar...


من یک ورژن دیگه از این شعر رو شنیدم که اینطور میگه:
گفت پیغمبر به اصحاب کبار تن مپوشانید از باد بهار
با تن و جان شما آن میکند که به سر شاخ درختان می کند.
این رابطه ی مخفی بین تن و سر شاخ درختان برام خیلی دوست داشتنیه. اینکه تو نسیم خنک بهار- که این روزا تهران بیشتر طوفان داره تا نسیم- انگشتات نرمی هوا و خنکیشو حس کنه.


Ari,
Yadame oon rooz
bolvare keshavarzo ina.

PS: Cheghad ye adam mitone asib dide bashe? ke biad o ye comment be ghasde tohi kardne asibesh bede!


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2