سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۷

دیروز شنیدم از کسی که:

رادیو و تلویزیون و تبلیغات و در مفهوم کلی تر رسانه ها اغلب ما را متوجه آن چه نداریم می کنند.
شاید رمز آرامش این باشد که ببینیم چه داریم.


مریم مومنی | ۱۰:۵۴ صبح



درسته. شاید درست باشه. شاید رمز آرامش همین باشه. اما سؤال اصلی اینه که آیا موقعیت امروز برای آرامش موقع مناسبیه؟


دقیقا! یکی مسئله اینه. یکی هم به عقیده ی خیلی از جامعه شناسان اینکه انقدر رسانه ها خبرها رو در هم و بدون مکث نشون می دن و انقدر خوبی ها و بدی ها جنایتها و پشتش شادی ها رو بی فاصله نشون می دن که تو فرصت فکر کردن نداری و تقریبا جنایت ها یا خوش بودن ها برات می شن یکی. تو فرصت تاسف خوردن رو نداری...


این از اون حرفایی بود که تکبیر داشت ها!!


دقيقاً.
يه مدت اگه از همين رسانه هايي كه گفتي دور باشيم، اون موقع ست كه ميتونيم معناي آرامشي كه گفتي رو بفهميم.


حقیقت است آقا(ببخشید خانم) حقیقت!
البت که باس همین کار رو کرد.



سلام مریم جان
من اکرم 77 هستم! یادت می یاد؟ دوست شادی که اولین بار اون ما رو به هم معرفی کرد... خیلی وقته خواب زمستونی ات رو می خونم و هر بار آرامش خوبی می گیرم از متن هات. امروز دیگه گفتم باید یه آفرین بلند بهت بگم برای نگاه خوشگلت و شکار نکته هات.
شاد باشی مریم جون


مریم:
سلام اکرم جون. معلومه که یادمه
:)
لطف داری واقعن.
خوب و خوش باشی


سلام

یک زمانی "دانستن حق مردم است" شعار سیاسی روز بود.
اما همون کسی که اون شعار را میداد بعد از اینکه روزنامه اش رو تعطیل کردند در اولین مقاله سایت اینترنتی اش نوشت:
"ندانستن حق مردم است".
.
.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2