|
یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷
از اخلاق های نه چندان جالب من اینه که هر چند وقت یه بار باید برم یه کوهی چیزی پیدا کنم. یه جایی که دور از آدم ها باشه. دور از اون هایی که اذیتم می کنندُ و دور از اون هایی که دوستشون دارم و خلاصه دور از همه. بعد این کوه اه باید مشرف به آدم ها هم باشه. باید از دور ببینمشون و خیالم راحت باشه که وجود دارند. و به جز اون فرصت بدم به خودم که از دور ببینم. و از طرفی به خودم نزدیک تر بشم. توی این جور دوره ها معمولن حجم عظیمی می خونم. اما کمتر می نویسم. نوشتن مال وقتیه که آدم دلش می خواد دیده بشه. که بخوننش. الان یه دوره ی نسبتن طولانی غار نشینی رو طی می کنم و این طور که پیداست احتمالن به تابستون هم کشیده می شه. مریم مومنی | ۲:۱۷ صبح اصلا از قدیم گفته ان که این روزا با ایران رادیاتور آدم تابستون هم باید بره توی غار... 1: اينكه چه اخلاق جالبيه.... غارنشینی در تابستان آره من هم گاهی دلم می خواهد برم یک جای دور دور دور وسط یک عالمه علف بشینم و آسمون را نگاه کنم و زمین را بکنم و دونه بکارم خوش به حالت که این فرصت ها رو داری عزیز http://www.musicselection.net/lang/serenade.html maryam: دقیقن معلوم نیست غار نشینی با کوه رفتن و همه رو هم زیر دید داشتن چه ربطی داره! سفارش دادیم یک صندلی روی نورافکن استادیوم آزادی برای شما جوش بدهند.در صورت تمایل با دردست داشتن اصل کارت ملی به مدیریت این ورزشگاه مراجعه نمایید. hey! omidvaram kheili tul nakeshe doreie gharneshini o nanevisandegit! delemun tang mishe. salam
خانم مومنی گرامی
شاد باشید . نمیدونم اجازه دارم خطابتون کنم مریم جان ؟؟ آخه حیفه که اسم مریم به زبون نیاد. ![]() |
|
مریم عزیز
چون خودمم می خوام برم تو غار
امیدوارم غار نشینی پر ثمری داشته باشی