سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷

Rumble Fish

rumble_fish.jpg

Father: No, your mother... is not crazy. And neither, contrary to popular belief, is your brother crazy. He's merely miscast in a play. He was born in the wrong era, on the wrong side of the river... With the ability to be able to do anything that he wants to do and... findin' nothin' that he wants to do. I mean nothing.

مریم مومنی | ۱۰:۰۹ صبح



سلام مریم جان
امروز هم آمدم و به وبلاگت سری زدم
به انتخابت در موزیک شنیدنی و پر احساس
نانا موسکوری تبریک میگم
همیشه از خوندن وبلاگت لذت میبرم همیشه از حس سرشار و پر طراوت هستش حتی وقتی حوصله نداری
نمیدونم آیا منو به خاطر داری یا نه؟
آشناییمون توی مترو بود و آخرین ملاقاتمون در فستیوال تابستانه جلوی رد هاووس
به آقا حامد هم سلام منو برسون

آرزو میکنم هر لحظه زیبا زندگی کنید
فرانک شیراز
.

مریم:
معلومه که یادمه فرانک عزیز و دلم هم تنگ شده برات. امیدوارم هرجا که هستی خوشحال و سالم باشی و یه روزی هم رو ببینیم.
:)




میکی رورک؟!
rumble fish??!!!!!!
فورد کوپولا و این اثر شاهکار مهجورش
ای خدا
بالاخره یکی پیدا شد این ها رو نوشته باشه.
باورت نمیشه دفعه اولی که این فیلم رو دیدم تا چند وقت همش متورسایکل بوی و رستی جیمز رو تو خواب میدیدم.باورت میشه این همون میکی رورک باشه که بعدا تو شهرگناه مستر رودریگوئز بازی کرده باش.با اون هیبت افسانه ای...........واقعا ممنون دوباره حسش تازه شد.
و اماپائین تر دیدم از روزتا و برادران داردن نوشتین.این نوع خاص قصه گوئی برای من از همه چیز مهمتره.اون سکانسی که افتاده بود روی گونی آرد و بلند نمیشد رویادتونه؟!!!!؟
وای خدا چه کرد با ما این فیلم.
واینکه من همیشه آرزو داشتم وین زندگی کنم.
حداقل برم ببینمش.
من هنوز دوتا از محبوبترین عاشقانه های زندگیم "قبل از طلوع و پیش از غروب" ان.

مخلص.
همین


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2