یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷

در باب ناسزا

متعجب ام از آدم هایی که دم از آزادی روابط و حریم شخصی می زنند و در اوج عصبانیت فحش هایی مربوط به پایین تنه ی افراد می دهند.
اگر بر این باوریم که پایین تنه( و بالاتنه و اصولن بدن) هر فرد به حوزه ی امور شخصی اش تعلق دارد و کاری که با آن انجام می دهد از هر نوعی که باشد ربطی به ما ندارد که برایش حرص و جوش بخوریم, فحش های ناموسی و جنسی برایمان بی معنی است و اگر که نیست معلوم است که در ادعای آزاد اندیشی مان تنها لاف می زنیم.

متعجب ام از آدم های شریفی که در اوج عصبانیت ناسزایشان مشاغل کم درآمد و یا احیانن طبقه ای اجتماعی است.
حمال/عمله/ دهاتی/افغانی را اگر لابه لای درد دل دوست و یا آشنایی بشنوم در نوع روابط ام با او و یا حد دوستی ام تجدید نظر می کنم.

مریم مومنی | ۱۱:۳۱ بعدازظهر



i didnt know afghani is a bad word!!!
how funny. i am afghan and afghani is our currency but if you call me afghani or afagheneh i really dont mind. becuse it is who i am proud afghan girl!!!


Maryam:
I always respect Afghans and would feel so shameful if some stupid Iranian or anyone use your nationality as an insult. I am happy that you are an Afghan girl and it's an honor that you read here or came here by chance.
:)


این نکته بدیهی رو هم نباید فراموش کرد که خیلی از آدما واژه ها رو با دقت زیاد در رگ و ریشه شون به کار نمی برن. یعنی وقتی واژه حمال رو به کار می برن، یه حس منفی از اون واژه دارن که مناسب حالت حسی شونه و ممکنه اگر عمیق تر بشن در این موضوع، چنین بی حرمتی رو لزوما قبول نداشته باشن. گمون می کنم این عصبانی شدن ها و واکنش های آدما بخشی از تربیت و پس زمینه فرهنگی رو نشون میده و یا در مقیاس بزرگتر فضای اجتماعی و باورهای عمومی از خوب و بد رو و خوب از جایی به بعد عادت میشه و مث یه دکمه است که در حال عصبانیت فشارش میدن... اما طبیعی است که وقتی آدما ادعای باور چیزی رو دارن، آدم انتظار داره رد اون باورا رو در گفتار و کردارشون پیدا کنه و طبیعیه که انتظار بره در گزینش واژه هاشون بهتر عمل کنن... گمونم بیشترین چیزی که میشه ازش نتیجه گرفت، بی مبالاتی اون آدم در حرف زدن و انتخاب واژه است که البته این هم ایراد کوچکی نیس!!!

راستی معمولا تناقض ها در بیان و رفتار پرمدعاترها فراوان تر است، شاید چون انرژیشان بیشتر صرف پردازش ادعاها و فروختن شان به دیگران می شود تا ترمیم واقعی خودشان...


فحشهایی مثل الاغ ،گاو ،خر و سگ و گاومیش و از این قبیل هم به علت توهین به حقوق حیوانات ممنوع...
فحشهای پیشنهادی: احمق،بیشعور، نفهم،کثافت،خشک مغز،

لطفا فحشهای مناسب و پیشنهادی رو در ادامه همین پست ارسال کنید تا یه وقت در مبارزات کم نیاوریم. از معادلات انگلیسیشون هم به شدت استقبال میشه: idiot, stupid, jerk, ...


از آگاهانه یا ناآگاهانه بودن رفتار چنین آدم هایی که بگذریم. باید بگویم بهترین تحلیلی بود که در این باره شنیده ام. واقعن زیبا گفته اید خانم مومنی. مدت زیادی بود که این رفتار بعضی آزارم می داد.
البته اگر اینان ناآگاهانه دارند چنین رفتار می کنند باز هم عیبی در کار هست و آن غافلانه رفتار کردن است.


من بچگیم رو تو یه محله پایین شهری گذروندم که بدون فحش می شدی مضحکه همسالان. بعد هم شده عادت. حالا مثلاً ترک کردم ولی وقت عصبانیت کنترل بالکل از دستت در می ره. وقتی می شه در این مورد راحت قضاوت کرد که آدم این شرایط رو تجربه کرده باشه


خب اگر این طور باشه که می شه برای هر نوع فحشی یه قاعده پیدا کرد که از اون استفاده نکنیم اما اون وقت چه طور می تونیم فحش بدیم ؟
فحش داره به اون درجه ای می رسه که تبدیل بشه به یک بخشی از فرهنگ جوامع راه پیدا می کنه توی فرهنگ فولکولوریک مردم و می تونه کنجکاوی خیلی ها رو که علاقه ی زیادی به پژوهش دارن ارضا بکنه
مگر نه اینکه ما وقتی می خواییم یک زبان خارجی یاد بگیریم زودتر از همه فحش های اون رو یاد می گیریم
اما این نوع نگاه شما که تولید اندیشه می کنه واقعا شایسته ی تقدیر هستش خانوم


من نمی‌فهمم اصلاً چرا روی حد و حدود ناسزا و فحش بحث می‌کنید. من اصولاً فکر نمی‌کنم راه حل درستی باشد که عصبانیتمان را با توهین به دیگران خالی کنیم، می‌خواهد فحش به بالاتنه باشد یا پایین‌تنه یا هرچیز دیگری.
ناسزاگفتن به وضوح نشانه‌ی ضعف گوینده‌ی آن است، زشت بودن ناسزا نشانه‌ی بی‌فرهنگی او و راستش چون به نظر من هر ناسزایی زشت است هر گوینده‌ی ناسزایی هم تا حدی بی‌فرهنگ


کلا ایرانی ها فحش دادن رو دوست دارن!


besiyar aali goftid va kamelan movafegahm.



معلم تعلیمات دینی مان در دبستان وقتی کلمه « حمال » را برای توهین به دانش آموزی استعمال می کرد،
بلافاصله اضافه می کرد که « چرا ناراحت شدی؟ حمال یعنی کسی که بسیار حمل می کند. این که ناراحتی ندارد».


I like your writing, it is sharp and to the point. I feel the same way about people who loose their temper easily, curse out and use offensive terms to put down others.


you are too kind!!!

i am here often reading everything every thing you write, passionate and deeply felt posts. it is my good fortune that i found you.


ببين؛ انسان انسان است ديگر عصبي كه مي شود يك سري از كنترل سوييچ هاش آف مي شوند. اما محض احتياط شما مي توانيد چند فحش و ناسزاي مناسب كه حق و حريم هيچ كس را نخراشد؛ اعلام بفرماييد تا با تمرين و تكرار در مواقع مقتضي استفاده شود
پاينده باشي و حق شناس!


من که از اینا که تو گفتی که نگفتم.
یادم نمیاد سووتی نداده باشم
:)


سلام
به نظر من اصلا به کار بردن واژه ای برای تحقیر دیگری نشانه ضعف درونی ماست
درست نمی گم؟


جانا سخن از زبان ما می گویی


این از اون چیزاییه که من راجع بهش خیلی تردید دارم .

از طرفی حرفت قبول. که فحش هامون اصلن فحش نیستن . این مثال هایی که زدی ، مصداق همون هنر نزد ایران است و بسه . افغانی و ازبک و ... به هم زبونای خودمون رحم نمی کنیم چه برسه به بقیه . البته این را هم در نظر داشته باشید که ما به هر حال کوروش کبیر و سازمان ملل و منشور حقوق بشر و ...اینا را هم داریم .

این که در عصبانیتمون ! در خوشحالیمون و جوک گفتنمون که بدتر. قزوینی و ترک و ... و با مزه ترین جوک هامون سکسی تریناشون هستن.

هنوز مردم ما دائی جان ناپلئون می بینن . من نمی دونم چرا توی این کتاب آقای پزشک زاد یک شوخی ِ کمر به بالا پیدا نمی شه .

اما اون طرف ِ دیگه که باعث تردید می شه .

مگه هر زبانی نیاز به فحش نداره ؟ مگه زبان ما از خلا ء ساخته شده ؟ منظورم اینه که ساخته ی خودمونه. اگر فحش هامون کمر به پایینه . کمر به پایینمون مشکل داره . حل نشدگی های فرهنگی داریم .
موضوع سکس و جنسیت هیچ وقت در این مملکت حل نشده و فحش ابزاریه ِ برای عقده
گشایی . و چرا نباید باشه ؟

هر زبانی که فحش بیشتر و چارواداری تری داره ، مشکلات و معضلات بزرگتری داره . و با این عمل خودش رو رها می کنه. و این که اگر این عقده گشایی نباشه و مسئله هم کماکان سر جای خودش باشه چه می شود کرد ؟ اگر با استعاره حرف نزنیم , لایه های درونی ِ فرهنگمون رو چه جوری می شه شناخت و درمان کرد ؟


آیا فحشی پیدا می شه که توش قضاوتی نباشه ؟


نکته بسیار جالبی رو مطرح کردی
و از ناهنجاریی که به یه هنجار تبدیل شده گفتی
من به این مطلب لینک میدم


حرفت همه درست. اما فکر نکنم "دهاتی" شغل و حرفه کسی باشد :)

maryam:
lotfan ba deghat bekhoonid matn ro.


momeni maloom hast kojayi?!
ah! shooresho dar avordiaa!
zood on sho karet daram!



قشنگ و به جا بود زیاد


سلام.
صددرصد با شما موافقم.
با «خوش دهان» هم درباره حقوق حيوانت اكيداً موافقم.
اما از بين پيشنهادهاش تنها با «كثافت» موافقم. حماقت، بیشعوري، نفهمي، خشک مغزي و مواردي از ابن قبيل (كه البته مفاهيمي نزديك به هم اند)، در تحليل نهايي جرم نمي توانند بود! مگر اينكه معني دقيقشان مورد نظر نباشد. حداكثر شايد «بيشعور»، اونم با احتياط! ;)



Salaam Maryam jan,

kolan fohsh dadan khoob nist, ghabool nadari? hala che "afghani" bashe ya chizi mesle "stupid" ke khodet be kar bordi. ("would feel so shameful if some stupid Iranian or anyone use your nationality as an insult")

ehtemaln ma fohsho vagti estefade mikonim ke tooie tajzie tahlile manteghi kam miarim ya hoseleie mantegh va tajzie tahlil nadarim va mikhaim zoodtar khoob boodane khodemoon va bad boodane ye nafaro esbat konim.

harfet kamelan ghasahnge tooie postet va man kamelan bahash movafegham amma bad az khoondane postet be nazaram resid ke che ghadr tahlile ejtemai mishe baraie fohsh-hai ke tooie ye jame estefade mishe anjam dad :) yani vaghean shaiad bekhaim aadelane baresi konim, inai ke fohsh midan be khatere kam boode amoozesh ina tanrae beshan! na ma ke naghdeshoon mikonim rahat :) va ya inke age bekhaim in fohsha ro tooie jame az bein bebarim eb che rishe hai baiad tavajoh konim...ya inke shooiooe fohsh-haie namoosi ya nejadi tooie javame mokhtaef chetorie va che chiziai baese farghesh mishe..

che ghad ziad neveshtam :))

mamnoon bazam babate deghatet va tahlile jalebet.


اگه با نفس ناسزا مشکل ندارید، گیر دادن تون به فحش پایین تنه ای غیر منطقیه.
آدم وقتی فحش می ده که نمی تونه عصبانیتش را کنترل کنه. دو کارکرد برای فحش قائلم: تخلیه ی عصبانیت خود، عصبانی و تحقیر کردن طرف مقابل.
در کارکرد دوم، لازم نیست شما به بنیادهای فلسفی پس اون فحش معتقد باشید یا باهاش مشکل داشته باشید یا هر چیزی دیگه.
شخصا در اوج عصبانیت خیلی از فحش پایین تنه ای استفاده می کنم. برای آزادی روابط و حریم شخصی هم احترام زیادی قائلم. اما در اون لحظه دوست دارم طرفم رو عصبانی کنم و می دونم که اون با این فحش بسیار زیاد -حتی بیشتر از من- عصبانی می شه. پس چرا از این فحش استفاده نکنم؟ ضمن این که اگه او هم چنین فحشی به من بده، اصولا از دستش خشمگین یا لااقل خشمگین تر نخواهم شد.
فحش دادن رفتار عقلانی و اخلاقی نیست . تو باید نقطه ی ضعف طرف رو پیدا کنی و ضربه بزنی. اگه به صادق زیبا کلام بگی فاشیست این رو فحش تلقی می کنه و برخواهد آشفت، اما راننده تاکسی خط ازادی انقلاب احتمالا فکر می کنه این حرف یک جور تعریفه. این طور وقتا، اگه سر کم مویی داشته باشه، گفتن "کچل" حتما بیش از هر فحش خوار مادری عصبانیش خواهد کرد، و من، اگر کرایه ی اضافه ازم بگیره، و به هیچ صراطی هم مستقیم نشه، قطعا بهش خواهم گفت (و حتی گفته ام): گمشو بابا! کچل!
می شه در مورد نفس
ناسزا گفتن بحث کرد، اما این طور خط کشیدن بین فحش پایین تنه ای یا اصولا فحش تنه ای و سایر فحشا و بعد نتیجه گرفتن این که کسی که چنین فحشی می ده به حرم شخصی یاآزادی روابط معتقد نیست، ج


الاغ هم فوش محسوب كردي؟ تجديد نظر هم كه گفتي مي كني تو رابطه و اينا....
پس ديگه من برم تعطيلات


دگماتیسم چه خبر خواهر . کوتاه بیا شما .


در جايي كه مدعيان فرهنگ دنيا و از همه مهمتر آمريكايي ها كثيفترين فحشها را در محاورات روزانه خودشان بكار ميبرند و انعكاس آنرا در بسياري از فيلمهاي هاليوودي ميبينيم فحشهايي مثل الاغ و خر يا بيشعورو ... زياد هم ناجور نيست، البته اگر نگوييم بهتر است


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2