پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۷

مثل این آدم هایی شدم که ملاقاتی دارند دوشنبه ای چارشنبه ای بعد با لباس خاکستری و دمپایی پلاستیکی که روی زمین می کشند بی حوصله و در عین حال بی تاب می آیند پشت شیشه و زل می زنند به آن طرف اش که ملاقاتی شان به زور لبخندی زده و خودشان هم لبخندی می ماسد روی چهره شان و همه ی حرف های ذهن و جانشان که در دیالوگ های تنهایی داشته اند می رود پشت این لبخند ماسیده از ترس واکنش های آن طرف شیشه و گوش های نامحرمی که پنهانی و بی رحم می شنوند.
شلوغی این روزهای تهرانم را هم اضافه کنید به آن.
بعد کمی حق بدهید برای کم نوشتن های تابستانه ام که افشره ی این نوع زندگی را باید غلیظ جمع کنم برای زمستان های تاریک آن طرف که از صبح علی الچراغ (آفتابی در کار نیست) دل آدم می گیرد تا عصر و غروب و نیمه شب اش.
بعد هم وسط این شلوغی دل آدم تنگ می شود برای خرده ریزهای خانه اش در آن جا و آدم هایش و آدم های همین جا چه آن هایی که دیده و چه ندیده و چه آن هایی که هر روز می بیندشان.
دلش از همین الان تنگ می شود.

مریم مومنی | ۰:۳۷ صبح



ino ke khundam delam baraye roozhaye Fanni tang shod baraye hatta trafic haye enghelab. yade roozi oftadam ke dar ketab forooshihaye enghelab be donbale ye ketab boodi, mano to va ye maryam dige=3m.


اینقدر این روزا همه از این نوع احساسات کسانی که در خارج از کشور زندگی می کنند می نویسند که ماها که داریم می ریم دچار وحشت می شیم.
واقعا اینقدر رنج آوره؟
یا اینقدر ترسناکه؟
من دارم راستی راستی از اینکه برای ادامه تحصیل برم خارج از کشور می ترسم.


سلام
مريم جان اتفاقي به اينجا رسيدم، شک کردم که خودت باشي، ولي وقتي عمق نوشته هايت را ديدم مطمئن شدم که خودتي. در لابلاي تمام کلمات، تو را مي ديدم. احتمال اينکه مرا بياد داشته باشي خيلي کم است. مال دوره اي خيلي دور. هنوز بچه بوديم. دلم نيامد برايت پيام نگذارم.
روزهاي خوبي چه الان در ايران و چه موقع برگشت در وين داشته باشي.


Khale joon, adamhaye inja ham kolli ziadta deleshoon barat tangoolide akhe :*



سخت است. سخت است رول بازی کردن و نکردن.
چقدر خوب می بود که آن ور شیشه و این ورش یکی می شد. اما... سخت است.
چه کار کنیم ؟گویی باید با سختی ساخت.


خب. می دانی؟ دلتنگی ات از آن دلتنگی های اصیل و اوریژینال است. انگار اصلا تهران این روزها دلتنگی زاست!خیلی خسته می کند آدم را. با هیچ شکلات خوردن و کتاب خواندن و موسیقی و گردش و شلوغی ای هم درست نمی شود. عین رودخانه ای که آبش مانده و گیر کرده به یک چیزی و نمی رود و می ماند و می گندد.یک راه هم بیشتر ندارد.این که آب بگذرد و برود و برود و برود.... 1


وست این دلتنگی ها یک لحظه خوشی رو غنیمته


be nazar man be shahr nist man. fekr konam vaase ine ke ghablan tanhaa boodino aadat kardin . nemidoonam in zehne aadam kheli pichidast . pichide tar mishe age khode aadam pichide tar beshe.


با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز. بدین وسیله از شما دعوت می شود با عضویت در کمپین سلام خاتمی حمایت خود را از کاندیداتوری سید محمد خاتمی اعلام بفرمایید.

بیاید باهم به خاتمی و یارانش سلامی دوباره کنیم.
لطفا در صورت تمایل از دوستانتان نیز برای عضویت در این کمپن دعوت کنید.
با تشکر


سلام مریم گلی
ما قراره تو این هفته یه روز با آقای غیاثی قرار بذاریم. اگه تهران بودی و دوست داشتی خوشحال می شیم ببینیمت.1
خوش باشی:)


با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز. بدین وسیله از شما دعوت می شود با عضویت در کمپین سلام خاتمی حمایت خود را از کاندیداتوری سید محمد خاتمی اعلام بفرمایید.

بیاید باهم به خاتمی و یارانش سلامی دوباره کنیم.
لطفا در صورت تمایل از دوستانتان را نیز برای عضویت در این کمپن دعوت کنید.
با تشکر


سلام مریم جان. جمعه سواپ داریم. سواپ همه چی. اگه دوست داشتی برام کامنت بذار یا ایمیل بزن و شمارتو بذار تا آدرسو بدم. به امید دیدار.


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2