پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۷

گلوی آدم را
باید
گاهی
بتراشند

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود.
دلتنگی هایی که جایشان نه در دل
که در گلوی آدم است.

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند.

مریم مومنی | ۷:۲۰ صبح



دلتنگی های که در گلوی آدم هم جای نمیگیرند

متن زیبایی بود
موفق باشید


خانومي اين نوشته‌ات چه قدر به حس بعضي موقع‌هاي آدم نزديكه...


دلتنگی هایی که بلد نیستند برای جا خشک کردن از صاحب گلو اجازه بگیرند


خیلی قشنگه ولی سرکاریه . خب بنویس چی داره خفه ت می کنه . ها ؟

مریم:
چیزی خفه ام نمی کنه . خیال شما راحت.


بعضی نوشته هایت فوق العاده اند
http://blog.maryammomeni.com/2005/03/post_46.html
و همه آنها لطیف


barikalla.
vaghean maloome kalamato mishnasin.
be shoma migam javane baraazandeye mihan.


خیلی قشنگ بود. ممنون.


دلتنگي هايي كه توي گلو مي ماند و راه نفس آدم را مي بندد.


مي فهممش


لي لي


جدار گلو که نازک شود
خیلی نازک
صدای تازه ای خواهیم شنید
صدای سقوط آزاد
که تابع نیست
از خط راست.

Hands up, high up in the air
!good job
پاینده باشید


بعضی وقتا تنها راه جلو پای آدم اینه که از این دلتنگیا واسه خودش جور کنه


سلام مریم جان. می خواستم بگم ما قرارمون افتاد 1شنبه ساعت 4اینا پارک لاله.
خوشحال می شیم بیای:)


مریم:
سلام سمیرا جان. دلم می خواست می تونستم ببینمت. ولی متاسفانه نمی تونم یک شنبه رو.
خوش بگذره
:)


salam, ba ejaze in neveshtatoono ba darje linke blogetoon gozashtamesh to blogam, nemidoonam shayad kare dorosti nabashe intori link dadan. age nakhastin to blogam bashe begid ta hazfesh konam, merc.


خیلی خوب بود. از این شعرها که وقتی می نویسی اش می دانی که چندین هزار نفر با خواندنش همذات پنداری می کنند


اين دلتنگي ها ذره ذره جان آدم را مي گيرند.


از این متن خیلی لذت بردم.
Shine on


گاهی هم آن قدر در گلو می مانند و می سوزانند که تبدیل می شوند به آوازی روشن، عمیق، لطیف و حقیقی.


اونهایی رو هم که نمی تراشند تبدیل می شود به غمباد ...


نوشته هاتو دوست دارم زیااااد
خوشهالم که اینجا میشه برات نوشت
باید ازت سپاسگذاری کرد...
!!مرسی


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2