شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۷

شهر کثیف پیر

عشقم رو کنار دیوار کارخونه ی گاز دیدم
لب کانال قدیمی رویای یه رویا رو بافتم
دختره رو پشت دیوار کارخونه بوسیدم

شهر کثیف پیر
شهر کثیف پیر
شهر کثیف پیر

ابرها شناورن از جلوی ماه
گربه ها دنبال غذا می گردن
بهار دختری اه از خیابون های شب

شهر کثیف پیر
شهر کثیف پیر

از سمت بارانداز صدای سوت شنیدم
قطاری رو دیدم که آتیش گرفته
بوی بهار رو از باد پر دود شنیدم

شهر کثیف پیر
شهر کثیف پیر

می خوام واسه خودم
یه تبر بزرگ تیز بسازم
که فلز براق اش تو آتیش آب دیده شده
بعد تیکه تیکه ات کنم
مث یه درخت خشک کهنه

شهر کثیف پیر
شهر کثیف پیر

عشقم رو کنار دیوار کارخونه ی گاز دیدم
لب کانال قدیمی رویای یه رویا رو بافتم
دختره رو پشت دیوار کارخونه بوسیدم

...


این ترانه را اولین بار ایوان مک کول درباره ی شهری صنعتی در شمال انگلستان سرود. صدای معترض جوان دل خسته ای که لابه لای دیوار کارخانه ها و بوی دود محبوبش را می بوسد. کینه ی شهر آلوده ی پیر در دل اش است اما چون عاشق است از دل دود بوی بهار می شنود.
ترانه ی شهر کثیف پیر را بعدها ایرلندی ها برای دابلین شان می خواندند که حس و حالش شبیه همین شهر وصف شده بود.

من دلم می خواهد برای تهران بخوانمش.
تهرانی که نه کارخانه دارد و نه کانال و نه بار انداز اما عشاق زیادی بوده اند که در کوچه های اش راه رفته اند, و در حالی که به این غول کثیف پیر لعنت می فرستاده اند بوی بهار را از لای دود ماشین ها و خاک و زباله شنیده اند.

مریم مومنی | ۵:۲۵ صبح



چه عالی بود! خیلی خیلی ممنون هم بابت ترانه هم به خاطر ترجمه‌ی دلنشین.
من هم واقعاً هوس کردم حفظ‌اش کنم و بخوانم‌اش برای شهر پیر عجیب کثیف‌مان


چقدر سخت.
میدونم که خودتم میدونی(وگرنه که نمی نوشتی) که چقدر زجر آور و سخته که همه ی اینا رو از لای دود و شلوغی بی احساس تهران ببینی....

موفق و شاد باشی....


من هم دوست دارم این را بخوانم برای تهران کثیف پیر


تهرانِ ناشناخته


عزیزم ترجمه روونت منو یاد همچون کوچه بی انتهای شاملو انداخت.


آيا ما امروزه در فضاي آلوده زندگي نمي‌کنيم؟ تهران فقط هوايش آلوده نيست، فضايش هم آلوده است مثل بقيه شهرها. اين فضا را همه آلوده نکرده‌اند؛ بسياري آن را آلوده کرده و همه مجبورند در آن زندگي کنند.


تهران دود گرفته ، مه گرفته ، کثیف ، داغون ، له ، خشن ، بداخلاق ، نامرد ، شلوغ ، بی نظم ، افسار گسیخته ... پس چرا من این شهر رو دوست دارم ؟؟؟؟ چرا وقتی ازش دور میشم دلم براش تنگ میشه ؟؟؟


"و بوی بهار را از لای دود ماشین ها و خاک و زباله شنیده اند؛" با این تفاوت که هرگز در آن کوچه ها مجالی برای بوسیدن محبوبشان نداشته اند.


با سلام, نوشته و اهنگت منو برد به روزهای فراموش شده زندگیم ! سلیقه موسیقیتو تحسین میکنم مرسی


سلام من که توتهرون نیستم اما قشنگ بود در ضمن به نظرمن اگه امید باشه حتی سیاهی آسمون زیبا
میشه باورکن


چه خوشگل! از اینکه دوست داشتی این رو برای تهران بخوونی خوشم اومد. خوب بود


بسیار زیبا بودهم ترجمه ات و هم تشبیهت


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2