|
پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷
پاییزپاییز یه امر شخصیه خب مریم مومنی | ۶:۰۷ صبح حالا واقعن این جوری شروع شد پاییز! تازه 2-3 ساله عادت کردم پاییز که میشه نباید دفتر کتاب زد زیر بغل پاییز احساساتی ترین فصل است your blog always makes me feel amazed... سلام، اوهوم، گفتوگو نداره، يك امر شخصي! چهقدر خوب گفتيناش، يه شعر ژاپوني يادم ميآد، فكر ميكنم تو كتاب خانوم پيرزاد بود، سلام سرفه سرفه سلام پاییز یه اکر شخصیه ؟؟ اگه این جوریه من همیشه ترجیح می دم این امر شخصی برای من اتفاق نیفته نقاش هستی را بگو رنگ زرد بپاشد به در و دیوار شهر و برگها را به باد برقصاند که ماه جنون رسیده است. نخالگان جهان٬ همانها که عالم و آدم به دیوانگی متهمشان میکنند٬ این ماه را در معیت پادشاهشان حکمرانی میکنند. مهر برج تمام جنونهای شبانه است. نخ تسبیحی است که متولدان دیوانهاش را دانه به دانه ذکر میکند. ساکنان برج مهر! پادشاه برایتان - به رسم تفقد - تاج از سر برداشته است. عقلها را ببوسید و بگذارید روی تاقچه. این ماه را به سبک خودتان زندگی کنید. باشد که رستگار شویم. Salam! hamishe baram jaleb boode bedoonam ke weblog nevisha coment hashoon ro chejoori handle mikonan?! be man che?! ok khob az aval migofti :(( Take care! درود برای من هم پریروز شروع شد. اما دلگیر مثل خواب زمستانی. چرا ؟ چون نم بارون زد ؟ يا حال و هوات پاييزيه ؟ خيلي خوب بود... لحنش قشنگ بود سه روزه که درگیر این چهار خطم. منم دلم براي پاييز تنگ شده.عجيبه....اما امسال جدا دلم براي پاييز تنگه....ه آره! خوش به حالت که تو پاییزت، باد واقعا خاک و برگ ها رو جارو می کنه! مریم! آمدم اینجا برایت بگویم پاییز شخصی من هم شروع شد. تقارن جالبی شد. این بالا درست آخرین کامنتی که پابلیش کردی کامنت قاصدک وحشی است. فکر کنم جدی جدی پاییز من شروع شد. اگر هنوز مدرسه می رفتیم صبح اولین کاری که می کردم به او سلام می کردم پاییز من امسال با دانشگاه شروع شد. دوباره دانشگاه! ![]() |
|
مال من هم پریروز. یه جورای راه راه بلند خریدم.
خیلی نتیجه گیری با حالی بود"یه امر شخصی!"