|
دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷
شغالشغال آمده برگ ریز پاییزی دهانش مریم مومنی | ۱:۱۴ صبح انگور بود يا مشتقات انگور اااااااا مریم. دهن شغال رو خب چرا بو کردی داستان کامل است؟ این خیلی قشنگ بووووود! خییییییلی کاش روی آسفالت سرد هم برگ مو بود؛ صحنه ی خودکشی از تراژیک ترین صحنه های زندگی شغال ها است. ![]() |
|
سلام.دوست دارم بدونم دل شغال بوي چي ميداد؟شايد بوي علف هاي هرز جنگل.بوي سكوت صبح وحشي جنگل.مريم اسم من سوسنه.يه وب دارم.دوست داشتي بيا.يه سوال دارم.اگه حوصله جواب دادن داري من منتظرم.