|
سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷
در ستایش حیاتطول می کشد این بلوغ. مریم مومنی | ۱:۱۵ بعدازظهر بنده هم ياد اين شعر از اميلي ديكنس افتادم . البته فكر كنم هيچ ربطي نداشته باشد من کسی نیستم تو کیستی اگر تو نیز مانند من کسی نیستی ما یک زوج می شویم مبادا این راز را با کسی درمیان نهی ما را تبعید خواهند کرد بلوغ از مسیر جهنم و بهشت می گذرد... از خدا خواستم كه چيزهاي زيادي به من دهد بازم بهم سر بزن طول میکشد. عجب مانیفست انسان گرایانه ای بود. مرسی مریم: I came here just to tell you "I wish one day I become as wise as you are", then I encountered your new posting. Now I really mean it.
معمولا بلوغ حیات را دلپزیرتر نمیکند. ولی دیدگاه جالبی بود! سلام من امروز شعر شمارو در حضور مردم برای ورود یک دانشمند ایرنی و قدردانی از ایشان در ابتدا ی صحبت هایم دکلمه کردم .از اینکه بدون اجازه این کارو کردم حلالم کنید. مریم: نميشه زنده ولي تميز بود؟ اما، فكر مي كنم اين بلوغ را در خيلي از آدم ها به خاطر مسئوليت شغلي، تخصصي و عاطفي مانند پزشكان و پرستاران و ... مي توان ديد مریم: حرفت ربطی به حیات داره که!یک حیات جدید؟ حیات جامعه انسانی بدون هدفی عالی بی ارزش است. نمیدانم، ولی حس می کنم موضوع به چالش های درونیِ نویسنده بر می گردد در موردِ
این بلوغ حیات را تحمل ناپذیرتر وناخوشایندتر میکند-چون نشان میدهد که درصد زیادی از انسانها هنوز تابع لایه دوم وسوم مغزشان هستند یعنی لایه هائی که یادگار زمانی است که انسان با حیوانات در غارها زندگی میکرد-انسان تا تکامل راه درازی در پیش دارد راهی که شاید ابر انسان از آن پدید آید... رمان درد دوراس را خوانده ای؟ آنجا که همسر از اسارت برگشته اش را تنها به واسطه گه اش توصیف می کند و همه حیات آن موجود نحیف درهم شکسته و بازگشت تدریجی اش به زندگی با وصف مدفوع اوست که معنا پیدا می کند. نمی دانم چرا یاد این افتادم مریم: راستي كه فقط بلوغ مي تونه آدمو به اين درك برسونه اما كي اين بلوغ در زندگي به آدم عطا مي شه يا آدم بهش مي رسه؟؟؟؟؟ هيچكس نمي دونه حتي بعضي ها هرگز به اين بلوغ نمي رسن! كامنت مريم و اشاره به رمان درد دوراس، صحنه اي را كه چندي پيش ديده بودم به خاطرم آورد، مادري پير كه پسرش بعد از سال ها مهاجرت و دور بودن، چند روزي را براي ديدن او آمده بود و موقعي كه به دستشويي مي رفت، مادر به دستشويي نزديك مي شد و ريه اش را از بوي فضا پر مي كرد. گويي كه مي خواهد براي روزهاي بعد ذخيره كند. زیبا بود موفق باشی سلام، ![]() |
|
سلام
یاد آنتونی ارتو افتادم. گفته بود: جای که بوی گه می آید٬ آن جا زندگی وجود دارد!ا