شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷

نامه ی سرگشاده به ناشران

ناشر های محترم و شرکا

آقا جان٫ خانم جان
دیر سر / مادام

خواهش می کنم این کار بی مزه رو نکنید که پاورقی رو ببرید آخر کتاب. یا از همون اول پاورقی چاپ نکنید یا اگه می کنید همون زیر صفحه ی مربوطه بنویسید که پدر دست و گردن و چشم افرادی مثل من موقع خوندن کتاب در نیاد . من اگه کتاب برام مهم باشه باید همه ی پاورقی هاش رو بخونم وگرنه عذاب وجدان شدید علمی می گیرم.
و خب الان معلومه که گریه ام دراومده با این پاورقی ها که دونه دونه از ته کتاب دارم می بینم و مهم هاش رو دوباره در حاشیه ی متن اصلی می نویسم.
ببینید٫ اگه هم کار دشواریه یه نسخه مخصوص من بزنید. حاضرم بین هفت تا ده درصد گرون تر بخرم ازتون.
مچکرم پیشاپیش
تنک یو

م.

(این نامه دو زبانه است چون خطاب من شامل حال اون ناشر خارجی هم می شه)

مریم مومنی | ۷:۴۱ بعدازظهر



خب حتما "نوآوری و شکوفایی" به اونها هم سرایت کرده، چون اینجا که نوآوری هاشون صد در صد تو همین مایه ها و بلکه نوآورانه تر هست


فک کنم فاجعه ترین کتاب از این دست چهره مرد هنرمند در جوانی باشه. فکر می کنم یه سی چهل صفحه پاورقی داشته باشه


مریم:
من دارم همین رو می خونم. انگلیسی اش رو البته. ولی فاجعه تر از این هم هست.
:)


پی نوشت:سر جدتون از اون نسخه ی مخصوص دوتا بزنید
اشکرکم اند مقسی


همین کارا رو می‌کنن که پاورقی‌ها مهم می‌شن دیگه، حالا هی بیا بگو ایزوله نکنین مطالب رو، توی گوش مبارک نمی‌ره که نمی‌ره.


جالبه، مقاله ها و نوشته هايي را كه به شيوه copy-paste از اينترنت بر مي دارم تا در فرصتي مناسب بخونم، در حين خوندن ويرايش مي كنم تا اگر دوباره خواستم، آنها را راحت تر بخونم.
اميدوارم اگر خانم ها و آقايان مخاطب شما به خواسته شما عمل نكردند؛ حداقل اين امكان بوجود بياد كه خودتون اين كار را بكنيد.


ه رروز که جامعه مدرن تر میشود و فاصله ها و نیازها افزون تر، ناشرین و شرکاء ذیربط هم، کتاب را بصورت حرفه ای کاربردی تر می کنند-البته برای خواننده های غیرحرفه ای-
در چرایش باید مثنوی نوشت.


حالا که شما زحمت کشیده اید؛ لطف بفرمایید یک نامه هم به نویسندگانی بزنید که کتاب شان پراست از کلمات و افراد و مکان ها و ... خاص و گاهاً نامانوس, اما هر چه می گردی هیچ پی نوشتی, پاورقی ای (حالا اول و آخرش خیلی فرق نمی کند) نمی یابی ...


دير مادام،
از يو نو، مني ريدرز پاورقيها را كاملا اضافه مي دانند، به خصوص پاورقي در كتابهايي كه مترجم يا ناشر قصد داشته حرف نويسنده را به زور رد كند، مانند كتاب نبرد من هيتلر، يا كتاب خاطرات شاه و خاطرات افراد رژيمهاي سابق. سو وي شود كانسيدر مني آو ريدرز.

تنك يو


سلام
توضیحات آخر کتاب و پاورقی دوچیز متفاوت هستند که در عرصه انتشارات کتب عملی تعریف دقیق خود را دارند. تعیین محل مطالب افزوده در «پای ورق» یا در آخر کتاب معمولا جزو تصمیمات ناشر نیست بلکه مؤلف آن را تعیین می کند

مریم:
سلام. نمی دونم تصمیم ناشر هست یا مولف/مترجم.
اما منظور من از پاورقی توضیح اضافه ای هست که مولف /مترجم برای هر خط یا پاراگراف یا یک عبارت اضافه کرده به متن و این توضیح ها هم اغلب ارجاع دقیقی به قسمت مشخصی از متن دارند و معمولن با شماره مرتب شده اند.
توضیح اضافه ی آخر کتاب چی هست منظورتون؟


سلام
تأخیر رو می بخشید
بعضی از «توضیحات» هم با شماره مرتب شده اند و به جای پای صفحه در آخر کتاب چاپ می شن

امبرتو اکو مثلا در کتاب «چگونه یک کتاب علمی بنویسم» به صورت دقیق شرح میده که چه توضیحاتی می تونن پاورقی باشند و چه توضیحاتی باید به آخر کتاب منتقل بشن. البته ناشرها دوست دارند که همه ی توضیحات به آخر کتاب منتقل بشه٬ چون معمولا تعداد پاورقی های زیاد خیلی از مشتری ها رو می ترسونه. نوشته بودم که این تصمیم معمولا به مؤلف بستگی داره٬ اما طبیعیه که وقتی مؤلفی از اعتبار کافی برخوردار نباشه ناشر می تونه انتخاب خودشو به اون اعمال کنه


+ نوشتن پیام







Verification (needed to reduce spam):

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2