|
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷
نامه ی سرگشاده به ناشرانناشر های محترم و شرکا آقا جان٫ خانم جان خواهش می کنم این کار بی مزه رو نکنید که پاورقی رو ببرید آخر کتاب. یا از همون اول پاورقی چاپ نکنید یا اگه می کنید همون زیر صفحه ی مربوطه بنویسید که پدر دست و گردن و چشم افرادی مثل من موقع خوندن کتاب در نیاد . من اگه کتاب برام مهم باشه باید همه ی پاورقی هاش رو بخونم وگرنه عذاب وجدان شدید علمی می گیرم. م. (این نامه دو زبانه است چون خطاب من شامل حال اون ناشر خارجی هم می شه) مریم مومنی | ۷:۴۱ بعدازظهر فک کنم فاجعه ترین کتاب از این دست چهره مرد هنرمند در جوانی باشه. فکر می کنم یه سی چهل صفحه پاورقی داشته باشه
پی نوشت:سر جدتون از اون نسخه ی مخصوص دوتا بزنید همین کارا رو میکنن که پاورقیها مهم میشن دیگه، حالا هی بیا بگو ایزوله نکنین مطالب رو، توی گوش مبارک نمیره که نمیره. جالبه، مقاله ها و نوشته هايي را كه به شيوه copy-paste از اينترنت بر مي دارم تا در فرصتي مناسب بخونم، در حين خوندن ويرايش مي كنم تا اگر دوباره خواستم، آنها را راحت تر بخونم. ه رروز که جامعه مدرن تر میشود و فاصله ها و نیازها افزون تر، ناشرین و شرکاء ذیربط هم، کتاب را بصورت حرفه ای کاربردی تر می کنند-البته برای خواننده های غیرحرفه ای- حالا که شما زحمت کشیده اید؛ لطف بفرمایید یک نامه هم به نویسندگانی بزنید که کتاب شان پراست از کلمات و افراد و مکان ها و ... خاص و گاهاً نامانوس, اما هر چه می گردی هیچ پی نوشتی, پاورقی ای (حالا اول و آخرش خیلی فرق نمی کند) نمی یابی ... دير مادام، تنك يو سلام مریم: سلام امبرتو اکو مثلا در کتاب «چگونه یک کتاب علمی بنویسم» به صورت دقیق شرح میده که چه توضیحاتی می تونن پاورقی باشند و چه توضیحاتی باید به آخر کتاب منتقل بشن. البته ناشرها دوست دارند که همه ی توضیحات به آخر کتاب منتقل بشه٬ چون معمولا تعداد پاورقی های زیاد خیلی از مشتری ها رو می ترسونه. نوشته بودم که این تصمیم معمولا به مؤلف بستگی داره٬ اما طبیعیه که وقتی مؤلفی از اعتبار کافی برخوردار نباشه ناشر می تونه انتخاب خودشو به اون اعمال کنه ![]() |
|
خب حتما "نوآوری و شکوفایی" به اونها هم سرایت کرده، چون اینجا که نوآوری هاشون صد در صد تو همین مایه ها و بلکه نوآورانه تر هست