پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۷

با این تصویر منفی ای که از مملکت گرامی ‌مون این طرف هست چقدر لذت بخش باید باشه دیدن فیلم هایی که خارجی ها با همه ی کلیشه های ذهنی شون پا به ایران گذاشتند و در عوض با ملتی پر از عشق و صفا روبه رو شدند که همه جا بهشون لبخند می زنند و در دیدار اول به خونه شون دعوت‌شون می کنند و سفره ای می اندازند از این سر تا اون سر پر از رنگ و مزه و ظرافت.
باید لذت داشته باشه اما این فیلم ها برای من به همون اندازه کلیشه ساز هستند که تصویر های قبلی.
این که این توریست ها با هر آدمی از هر قشری صحبت می کنند حالا چه مذهبی و چه غیر مذهبی و از هر سن و سال و قومیت و با هر نوع طبقه ی اجتماعی که باشند فقط و فقط دارند توریست مورد نظر رو که اغلب اروپایی و یا آمریکایی هست تحویل می گیرند برای من دردناکه.
دردناکه چون خودمون رو می شناسم.
دلم می خواد یک نفر بیاد یه فیلمی بسازه از رفتار ایرانی ها با خارجی هایی که از ملیت های مختلف به ایران سفر می کنند.
بعد درجه ی لبخند زدن آدم ها به چه می دونم آقای افغانی یا عرب یا آسیای دور رو مقایسه کنند با لبخندهایی که توریست های موبور و خوش لباس اروپایی دریافت می کنند.

ایران یک جزیره ی بسته است که توی همین بستر خاکی خودش از جاهای دیگه قرنطینه شده. تا وقتی هم که جزیره باقی بمونه٫ نه فارغ از کلیشه های رایج می شه خارجی ها رو شناخت و نه اون ها می تونند تصویر واقعی و نه اغراق آمیز مثبت یا منفی از ما داشته باشند.

مریم مومنی | ۷:۱۷ بعدازظهر



bebakhshid gofti "khosh lebaas"???!!

azizam man inja toorist ziyad didam hamashoonam kar o kasif !!!

tamizi ro gozashtan vase zamaani ke bar migardan oroopa na too keshvari ke jahan sevom tasavoresh mikonan o adamash az khoobi bishtar shabihe sorhk poosthaye ahmaghi hastan ke sarzamine khodeshoon ro baa labkhand o davat be sefid poosta taghdim kardan!


سلام،
چرا راه دور برويم، مگر برخي ايرانيها نسبت به هموطناني از خودشان كه از قوميت ديگري بجز فارس هستند چه ديدگاهي دارند؟ آيا درجه و نوع لبخند زدن يك تهراني به يك ترك، لر، بلوچ، كرد يا عرب با يك فارس يكي است؟ و جالب اينكه تهران با مكيدن زالوصفتانه خون ساير قوميتها رشد كرده است!
ظاهرا خودبرتربيني و خودكوچكتربيني افراطي توامان رخ مي‌دهد.


you are an amazing girl!!!! keep it up!!!


من یا دانشجوهای خارجی دانشگاه بین المللی امام خمینی (در قزوین) که اکثرا غیراروپایی هستند (خیلی ها سیاه پوست) زیاد صحبت کرئم اکثرا تجربه ی خیلی خوبی داشتند. تحربه ی شخصی خودم هم نشون می ده شرقی ها کلا مهمان نوازترند ما هم که غریبه نواز هستیم. فکر نمی کنم فق برخورد خوب ایرانیان با توریست های اروپایی باشه. یه بحث دیگم هست که پراپاگندا فقط میشه با پراپاگندا خنثی کرد.



سلام.اتفاقا مي خوام راجع به يك مستند بنويسم كه درباره افغاني ها در ايران است.حرفت كاملا درسته.. ايراني ها مو بورها رو كه مي بينن جوگير مي شن.. اصلا چرا جاي دور بريم..پولدارها و قدرت مند ها رو كه مي بينن جوگير مي شن..حتي ايراني هاي خارج از ايران كه از احمدي نژاد استقبال كرده بودن..آدمايي كه اصلا اعتقادي به احمدي نژاديسم نداشتند اون قدر جوگير شدن كه تو صف ايستادند كه بهش عرض ادب كنند.من فكر مي كنم...ايراني‌ها از منظر بيماري‌هاي جامعه شناختي پيچيده ترين مردم دنيا و ناراحت ترين شان باشند.
در خاتمه بايد بگم...من هم يك ايراني ام و اينو مي نويسم تا سوءتفاهمي به وجود نياد.
موفق باشيد


بله تا از قرنطینه و شرایط آزمایشگاهی بسته بیرون نیاییم نه لبخندمان قابل تفسیر است نه گریه هایمان نه دلسوزیهایمان، نه بشردوستیمان و نه محبت و عاطفه و ...
حتی یک سلول هم درون زندان تن باید از یک استقلالی برخوردار باشد که آنرا سیستماتیک بپذیرد یا نه...در مورد انسان در سیستم حکومتی هم تا این باور قلبی نشود هیچ انسجام و استقلالی وجود ندارد که بتوان به آن تشخص داد و رویش حساب کرد...
به همین دلیل است که همه چیز رنگ دروغ و غیر قابل اطمینان میگیرد.
و چنین متاعی اعتبار ندارد...


چیزی یادم آمد. گفتم بگویم. خیلی وقت پیش شیرکوه که رفته بودم. صورت بچه ها و پیرمردها به دقت در ذهنم هست، که با چه حالی نگاهمان می کردند! و می خندیدند و ... (خیلی جاهای دیگر این اتفاق افتاده، اما این یکی یادم هست). نیازی به توضیح بیشتر این مطلب به پست شما نیست که زیاده گویی است.
برخلاف چیزی که گفتید به نظرم هیچ خبری از لطف و فرهنگ ایرانی نیست. این بیشتر حقارتی* است که ما مردم در مقابل دیگران (از نظر فرهنگی) احساس می کنیم و ما را به کنش (کرنش) وادار می کند.

* از گفتن این کلمه گزیری نبود


دقیقا احساس مشابهی داشتم بعد از دیدن فیلم بم6.6


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2