یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۷

شب های روشن

...
در بیشتر شهرها آسمانی خالی از ستاره می بینیم؛ غرق در غباری روشن که وحشت عمیق ما را از تاریکی نشان می دهد و بی شباهت به شهرهای نورانی آخرالزمان در داستان های علمی تخیلی نیست. ما با غبار نارنجی رنگی بزرگ شده ایم که شکوه اصیل شب تاریک را از ما گرفته... چنان با این غبار نارنجی اخت شده‌ایم که دیگرخاطره تاریکی شب را از یاد برده ایم.

بالاتر از این سقف رنگ پریده شهرهایمان، بقیه دنیا آرامیده است: تحلیل‌نرفته از نوری که ما بی رویه مصرف می کنیم؛ خیل انبوهی از ستارگان و سیاره ها و کهکشان ها که در تاریکی ای به ظاهر تمام نشدنی می درخشند.
...

متن کامل مقاله ی نشنال جئوگرافیک را که ترجمه کرده ام اینجا بخوانید.

مریم مومنی | ۶:۳۱ بعدازظهر



مقاله جالبی بود. مرسی


آفرین مریم! نثرت دارد کم کم چیز درست و حسابی ای می شود دختر. آفرین


سال ها پيش در كرمانشاه. ده دوازده ساله بودم. نيمه ي يكي از شب هاي تابستان كه در حياط خوابيده بودم، از خواب بيدار شدم. صحنه اي را ديدم كه هنوز بعد از سال ها آن را به وضوح به ياد دارم. زيبا و با شكوه بود. خواب آلودگي و بيشتر از آن، عظمت و زيبايي آنچه كه مي ديدم اين تصور را در من بوجود آورده بود كه ديگر در اين دنيا نيستم. آن صحنه، آسماني پر از ستاره بود كه مي توانستي با حسّي قوي دست هايت را براي برداشتن آنها دراز كني.
پس از دقايقي كه محسور اين صحنه بودم و بالاخره پي بردم كه هنوز پا در اين سراي خاكي پر از انواع آلودگي دارم، متوجه شدم كه برق شهر كاملاً قطع شده و هيچ آلودگي نوري وجود ندارد. هيچ حجاب ساخته دست بشر براي ديدن عظمت و زيبايي طبيعت مخلوق پروردگار وجود نداشت. زيبا بود زيبا.


خیلی مطلب خوبی بود، هم موضوع عالی و هم ترجمه و نثر شما خیلی خوب بود.
من هم بخصوص شبهای مهتابی حرص میخورم از دست این چراغهایی که همه جا رو بطرز بسیار زشتی روشن میکنند. عاشق آن نور سفید و خنک و آرامش بخش مهتابم.


salam.ziba minevisi maryam jan
forsati bod sar bezan.ya hagh...


مطلب در بالاترین لینک داده شد:
https://balatarin.com/permlink/2008/12/15/1476013


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2