|
چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷
در باب ناسزا -۲از اون جایی که آخرین فتوای من در باب فحش و ناسزا راه رو بر خیلی ها بسته(+ , + , +,+) و دیگران از این سکوت بهره برداری های بی شماری کرده اند فهرستی از ناسزاهای مجاز که به جای فحش های ناموسی/ ملیتی/ شغلی می تونه جای گزین باشه در زیر میاد. - خارخاسک اگه فردا دو تا امتحان نداشتم بازم ادامه می دادم لیست رو. مریم مومنی | ۸:۳۷ بعدازظهر maloome az otu kardan badet miad, amma gohsh haye pishnahadit shayad be "khoshk shuyee" ha bar bokhore, to ham ke gofti be mashaghel bad nagim. chi shod pas?! مریم: پس می گیرم اتوکش رو. اصلن صنف خشک شویی ها یادم نبود zalzalak, peshkel, ankabote sahraee, ghorbeghe, kerme kapak zade, moshe kor, havij, meymon, mikhe kaj, do shakhe, shakhe boz, zardak, morabba havij, labo kohi.... مریم: هوم! پس منو هم به لیست پیروان فتوا اضافه کن مریم: خز به فتح خ هم بدک نیست خب از نظر من خفاش فحش نیست. یکی به من بگه خفاش من کلی ذوق میکنم. آخه این یعنی که من کلی توانایی ها دارم که بقیه آدمیزادا ندارن. سیستم رادار، ظرافتای بدنی، قدرت پرواز، توانایی کله پا خوابیدن ... سوسکم یه وقتا میتونه فحش نباشه. مثلا اگه منظور طرف یا برداشت من از سوسک در اون لحظه سوسک سرگین غلتان هیجان انگیز یا از اون سوسک متالیک خوشگلا یا سوسک کرگردنی یا اینجور سوسکای هیجان انگیز باشه. ترکیبی نمیشه کار کنیم؟ مریم: پاريس، سانفرانسيسكو(خيلي غليظه)، كِبِك، مسكو(اين خيلي خوش آهنگه)، لوس آنجلس، اتيوپي، آديس آبابا، بغداد، مراكش، ... مریم: امممم. راستش با گروه شهرها موافق نیستم چون بار ملیتی/قومیتی داره. مي توني يه "عزيزم" بگي كه از هزار تا فحش اثرگذارتر(سوزاننده تر)باشه (: عالییییییی بودددددد به نظر من مرتیکه جارو کش شخمی هم خوبه! اگه میگین اسم شهرها نباید فحش باشه چون بار قومیتی/ملیتی داره، چرا خودتون "خشتی" رو به عنوان فحش محسوب میکنین. مریم: امتحان آدم رو برای هر گونه کار غیر درسی سر ذوق میاره :D پشمک یک بانو عیار بود، نه آن بانویی که روی کارت ِ عروسی مینویسند آقای ایکس و بانو، نه، یک بانو به تمام معنا. اگر در خانهاش بودی، ناخودآگاه هر حرکتت آمیخته به احترامی خاص میشد، احترامی درخور یک بانوی با کمالات و جمالی و جلالی و شکوهی. از هرچی میگذشتیم از زبان قصار او نمیشد گذشت، زبانی داشت کمی با چاشنی طنز. بانوی قصهٔ ما گاهی هم تند بودند. اوج عصبانیتش کلامش را مزیّن میکرد به فحشهای ناموسی به شریک زندگیش که مردی بود جنتلمن عیار اما هیچگاه او را در حال قدم زدن در صراط مستقیم نمیدیدیم. چهار زن داشتن را حق خود میدانست و از طرفی تمام دانشش صرف کلاهبرداریهای کلان میشد. اما وقتی میگویم یک جنتلمن به تمام معنا بود، واقعاً بود که میگویم. وقتهایی که بانوی قصهٔ ما به جایی میرسید که انصراف میداد از کمالات به رخ کشیدن و چشمهایشان را میبستند تا مرد را تیرباران نماید. اما تیرباران برای این جنتلمن خیلی خنثی بود، نهایت پاسخ او به جا.ک.ش.ی و ..کش و مادر فلانی در کمال خونسردی «خوب میشد که بهتون بگم خیلی بیادب هستید؟» بود. مرد قصهٔ ما خیلی جنتلمن بود آخر.ء شاسکول به قول جناب بیهقی: عمه ننه
نيستم . مخصوصا دهاتي را . چون به شهر مي آيند و مي خواهند فرهنگ دهاتشان را به ما قالب كنند و با تصميم گيريهايشان در زمنان هاي مهم زندگي ما را به گند مي كشند . صبر كن تا خرداد ببين دوباره چه مي كنند . مریم: قرمه سبزی چطوره؟ یا قیمه ی سیب hasan sigheh mobalegheh javadeh
ما را به خاطر همین عبارات و امثالهم در محل کار تبعید کرده اند به یک اتاق مریم: اصلا معنی شانرا نفهمیدم به جز کرم کدو.. لست فحش های اففانی بلدم مثل مجاهد!! یا تاجیکی مثل گاو سوار. فحش مورد علاقه بابام "غم درون " بود. مریم: گورخر من برای این که یه سری فحش از دهنم بیوفته "گلآلود" رو استفاده میکردم اها غذا است حالا فهمیدم به جز خارخاسک ضمنا مریم جان برای مرد های پشتون و اففان های پشنون غم درون فحش است راستی و یا ... اگر به مرد اففان پشنون بگی غم درون تفنگ بر می داره می ره آدم می کشه!!!ها ها ها مریم: خرچ.سونه هم یه نوع حشره است و البته نقطه هم نداره وسطش راستی فم درون مردهای که افسرده به نظر می رسند. با بلد نیستند احساسات شان را کنترل کنند. و کمرشان زیر بار زندکی خم می شود. نمیخوام چیزی اضافه کنم. میخوام یکی رو حذف کنم: اتو کش آخه این که فحش نیست یه شغله. تازه خودمونم این شغلو (البته بصورت بی جیره مواجبش) داریم. مریم: سلام مریم کثافت کار كن فيكون ![]() |
|
سوسک. اگه بازم به ذهنم رسید می نویسم. قبول کن انتخابشون کار مشکلیه.