شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۷

یک جای دیگری توی این مجازستان دارم از چیزهایی می نویسم که به درس و دانشگاه‌ام مرتبط است.از همان عادات درس خواندن و جزییات عملی گرفته تا ایده ها و کتاب ها و مقاله ها. هنوز یکی دو نوشته بیشتر نشده . کمی که جان بگیرد این جا لینک‌اش را می گذارم.

دلم می خواهد اگر کسی هست که در حوزه ی علوم انسانی٫ درس می خواند و یا کار آکادمیک می کند و وبلاگی از این جنس دارد را بشناسم.
وبلاگ که البته زیاد است منتها اغلب وبلاگ هایی که در این فضا می نویسند فضای رسانه ی وبلاگ را نمی شناسند و پست های تئوریک طولانی می نویسند که جایش نشریات آکادمیک است در بهترین حالت. من نمی خواهم وبلاگ حکم ویکی پدیا داشته باشد. می خواهم از نحوه ی درس خواندن٫ ایده گرفتن٫‌پرورش ایده های پژوهشی دیگران بخوانم و یاد بگیرم. که چطور قدم به قدم جلو می روند و می سازند. لحظه های ناامیدی و خستگی گاه گاه‌شان را ببینم و از آن طرف شوق و انرژی درون‌شان را ببینم که پیش می بردشان.

این نوع وبلاگ ها را بین دانشجوهای مهندسی بیشتر دیده ام تا حوزه ی علوم انسانی. .

مریم مومنی | ۱۱:۰۵ بعدازظهر



اینطور که می فرمایید گمانم وبلاگِ استادم به کارتان بیاید. مردِ نازنینی که روحش از جنسِ نامعلومی ست.
متصل به منبعی تر از وجدی ناموصوف.
خلاصه که مدامش مست می دارد نسیمِ نمی دانم چه و از کجا.
البت این آدم همه ی این ها که گفتید را دارد که درس بخواند و ایده بگیرد و بپژوهدو اما ناامیدی و خستگیِ گاه گاه ندارد فقط.
امید که به دلتان باشد::
http://www.charvadeh.persianblog.ir/
پنجره ای رو به جامعه


من گاهی یه چیزهایی مینویسم. البته نه مرتب همون گاهی. مثلا یکیش اینجاست
http://femirani.com/weblog/?p=385
بیشتر درگیریهای ذهنی خودمه با موضوعاتی که باهاشون روبرو میشم.


چه کار خوبی کردی. من هم بیشتر دانشجوهای مهندسی رو دیدم که این کار رو کردن. من هم مدت هاست که می خوام یک جایی مرتبط با درسم و کارم بنویسم و وقت نشده و نمی شه. شاید این کار تو راه رو باز کنه برای بقیه که رشته ای علوم اجتماعی (انسانی؟) خوندن


خب کلا مهندسی ها جالب ترند دیگه.ریاضیات ذهن را خلاق می کند.می بخشید البته این نظر منه.

مریم:
این از اون نتیجه گیری های الکی بود. می بخشید که این هم نظر منه.


ضریب هوشی دانشجویان دانشکده های فنی از دانشجویان رشته های اتسانی در ایران بالاتره این دیگه نظر من نیست و بابتش عذرخواهی نمی کنم.شاید به مطلب شما ربطی نداشته باشه ولی ضرر نداره بدونید.

مریم:
نوشته ی من به ایران محدود نمی شه. و کلی گویی هایی از این جنس هم برای من صرفن گزاره های نادقیق هستند.


فکر کنم باید شما چنین وبلاگی رو سفارش بدین! شوخی بود این.

من طبق تعریف خاصی از وبلاگ استفاده نمی کنم و نمی خواهم خودم را محدود به تعریف خاصی کنم. از این وسیله برای این استفاده می کنم که خوانده های آکادمیکم را برای خودم جمع و جور کنم و ایده هایی که به ذهنم می رسند را جایی ضبط کنم. از این نظر وبلاگ را برای کار خودم وسیله ترو تمیزی یافته ام. ضمن اینکه اگر کسانی آن را بخوانند و نظر بدهند از نظرشان می توانم استفاده کنم.

مریم:
جالبه وبلاگ‌تون. ممنون از لینک


سلام. در دنیای فارسی چیزی که می گید، علتش همانی است که "بهار" هم اشاره کرده. بچه های انسانی در ایران، به ندرت انگیزه واقعی شان علوم انسانی بوده است. کلا می شود گفت علوم انسانی در ایران مهجور است. خیلی هم بد است. من خودم علوم انسانی نیستم. فنی هستم. اما بیشتر کارهایی که می کنم، یا دوست دارم بکنم، علوم انسانیه محسوب می شه. بگذریم. با این که نوشته بودید، به شدت موافقم. من یک سری از دوستانم در دانشکده عاوم اجتماعی دانشگاه تهران هستن. ادرس هاشون رو براتون می نویسم. البته تضمینی نیست که خوشتون بیاد. البته بچه های با استعدادی هستند. و البته شیطون!!!!
1- ololon.persianblog.ir
2- diivaar.persianblog.ir
3- safarian.blogfa.com
4-windshadow.persianblog.ir
5- http://aussie.blogfa.com

تو این وبلاگ ها، گاه و بی گاه، حرف هایی رد و بدل می شه، که گرچه آلوده می شه به همین مشکلاتی که گفتید، اما در کل خوب است و قابل استفاده

لا اقل برای من که مهندس هست دنیای حرفه ایم...


من هم گاهی از درس و درگیری ها و آسانی ها و سختی هاش می نویسم


سلام
این ولاگ تو حوزه ی مدیریت یکی از بیهترینهاییه که من می شناسم
http://www.yekmodir.ir/
البته ایشون قبلا یک وبلاگ داشت که خیلی بهتر بود.اما ظاهرا چند نفر ازهمکاراش از هویت ایشون اطلاع پیدا کردن و از اونجایی که بعضا مطالب کاریشو تو وبلاگ می نوشت مشکلاتی براش ایجاد کردن که مجبور شد یک سایت درست کنه و رسمی تر بنویسه. به هر حال این آدرس وبلاگ قدیمیشه که اگه وقت داشته باشین به آرشیوش سری بزنین خالی از لطف نیست
http://abas1339.persianblog.ir
راستی بچه ها مهندسی به اسم شوخی کلی متلک به بچه ها انسانی گفتن.حالا که اینجوریه بذارین منم یه شوخی!!!بکنم:
اگه بچه ها مهندسی با هوش تر بودن الان نه ساختمون های شهرامون انقدر شل و بی ریخت بود نه ماشین زیر پامون پراید بود


نمیدونم من حرف ات رو نفهمیدم یا این لینک ها هیچ کودوم اونی که به شوق اشون سر بهشون زدم نبودند!!!منتظر اون صفحه ی ایده هات هستیم.

مریم:
من هم نیافتم هنوز چیزی رو که منتظرش‌ام
:)


به اینجا یه سری بزنین

http://masirtaali.blogspot.com/

من اکثرا مطالبش را می خوانم

مریم:
ممنون. اما من از علوم انسانی شاخه ‌ی افتصاد و مدیریت مد نظرم نیست. بلکه: ادبیات٫ زبان شناسی٫‌فلسفه٫‌تاریخ و سایر رشته هایی از این دست.



این خانم دانشجوی دکترای انسان شناسی دانشگاه استنفورد بودند و به گمانم هنوز هم هستند. دیگر اینجا چیزی نمی نویسند ولی آنوقتها که می نوشتند وبلاگ جالبی بود و از همانها که شما می گویید (انرژی و نا امیدی و طرز شکل گرفتن ایده و پروژه و غیره) فراوان درش بود. حالا شاید آرشیو مطالبش هم به نوعی برایتان جالب باشد:
http://farangeopolis.blogspot.com/2006_07_01_farangeopolis_archive.html
در ضمن من از خوانندگان پر و پا قرص وبلاگتان هستم و خیلی از نوشته هایتان لذت می برم


you may also take a look at:

safarian.blogfa.com

and

analytic.blogfa.com

and

noghteye_sefr.persianblog.ir


and if you are so far from what you are looking for, you may create it yourself as you mentioned yourself...

We are always far from what we are looking for, This is just because we want to be different...

hope you will find them better than my first comments.


سلام و درود به شما دوستان عزیز
سلام و درود به شما علوم انسانی های عزیز
بنده حقیر وبلاگی در حمایت از رشته علوم انسانی ره اندازی کردم
خوشحال میشم به وبلاگم بیاین تا بتوانم از نظرات سازنده شما دوستان استفاده کنم
یا حق


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2