چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷

L'enfant

Picture 4.png

فیلم های برادران داردن همان فیلم هایی هستند که اگر من زمانی کارگردان بودم آرزو داشتم بسازم‌شان. خود عریان زندگی را آن قدر واقعی و قابل باوربه تصویر می کشند که نمی دانم توصیف‌اش می شود چی. تخته سنگ بزرگی بر قفسه ی سینه ی آدم که ذره ذره ی نفس کشیدن مان را بشماریم واز خودآگاه‌ شدنش دردمان بگیرد
یا امیدی حقیقی به واقعیت پرده ی سینما که آدم هایی مثل همه ی ما را جلوی چشم‌مان می نشاند و لذت رویابینی های ‌مان را با درد مشترک حیات جای‌گزین می کند.

مربوط:
- پسر
- رزتا

مریم مومنی | ۱۱:۲۳ بعدازظهر



باید بنویسید "که آرزو دارم اگر کارگردان بودم می‌ساختم." نه اینکه اگر کارگردان بودید تازه آروز می‌کردید فیلمهای آنها را بسازید!

مریم:
نه خانوم.
همون جمله ای که نوشتم منظور من‌اه.
در ضمن «باید»ی در کار نیست.


پس می‌شود لطفاً بگویید منظورتان چه بوده است؟ من آن را که نوشتید نفهمیدم.


مریم:
راستش من هم این چیزی که شما نوشتید را نمی فهمم. و درواقع نمی دانم چرا باید این طور می نوشتم به قول شما و آن طور نه.


سلام لطفا از وبسايت ما ديدن كنيد
www.irandidar.com


چیزی که من نوشتم مهم نیست. فقط می‌خواستم بفهمم چه نوشته‌اید. به هر حال چندان مهم نیست. ممنون.


فيلم خوبيه انصافا


وای که فقط خود خدا می داند من چه حالی شده بودم بعد از دیدن پسر.
حالا یعنی ممکن است جو گرفتگی به حساب بیاید ولی تا مدت ها بعد از دیدن این فیلم چشمم هیچ جای دیگری را نمی دید. نه که هیچ فیلم دیگری را .......نه..چشمم هیچ جای دیگری را نمی دید.


l'enfant ra dideh am... majzoobash shodam... doostash dashtam, mesle khode zendegi


+ نوشتن پیام







Verification (needed to reduce spam):

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2