شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۷

روز جهانی زن

دخترک برداشته نوشته زن بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه است و با فونت درشت تر نوشته زیرش که روز جهانی زن مبارک
و یک عده هم خوش خوشان‌شان شده از این .
این جور ریش‌خند ها درد از که دوا می کند دختر جان؟

من در حکمت روز جهانی ها مانده ام. همه ی روز های جهانی از تولد و سال‌گرد و سال‌مرگ بگیر تا روز سعدی و پرستار و زن و مهندس. از برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های مفیدش که بگذریم باقی اش ادا اطفار های ماست که هی یادمان بیاورد چیزی را که همیشه باید یادمان باشد. و بعد انگار که همان یک روز باشد دود می شود و می رود تا سال بعد که دوباره روزش بشود.

زن بودن مبارک نیست مرد بودن هم مبارک نیست. همین طور که زن بودن نامبارک هم نیست که مرد بودن هم نیست.
بار ظلم جهان را مرد ها به تنهایی نکشیده اند. مرد و زن همه با هم نقش داشته اند و دارند و برداشتنش هم به یاری همه است اگر قرار باشد اصلن روزی برداشته شود.

مریم مومنی | ۲:۳۶ بعدازظهر



سلام
چرا میگید ریشخند؟اسمشو بذارید طنز و بخندید.ا


yes, dear friend, for the forgetful, shallow minded & not really too concerned about human life today, who is bombarded everyday & hour with all sorts of the media marketing tools, of course this is the only way to make themselves feel good that they ARE doing something. Just a self convincing/deceiving behavior & nothing more


هزا و چهارصد سال است که رسما ریشخند شده اید و به روی مبارک هم نیاوردا اید. البته چون ریشخند کردن کار بدی است می توانید باز هم به روی خود نیاورید و تصور کنید که در برداشتن بار ظللم جهان نقش برابر با مرد داشته اید.

مریم:
نگفتم نقش برابر بوده. هزار و چهارصد سال هم نیست . خیلی بیشتر از این هاست.


مریم جان
این را همچین روزی چهار سال پیش نوشتم. نوشته امروزت من را به یاد آن انداخت
http://maryamin.com/fa/archives/2005/03/454/

مریم:
چه جالب
:)


مريم جان، ضرري نمي‌بينم كه گاهي به بهانه‌اي يادم بيايد كه چه چيزهايي برايم مهم است. بديهي هم هست كه در تمام اوقات زندگي‌ام كه خالي از روزمرگي نيست يادم نباشد كه بابت زن، مهندس يا هر چه ديگر بودنم چه انتظارها و برنامه‌ها دارم. هيچ هم بد نمي‌بينم كه به هم‌جنس/كار/نوع‌هايم يادآوري كنم كه به شوقش روزهاي ديگر هم شايد انگيزه‌اي داشته باشند.
راستش نفهميدم چرا نوشته بودي «دخترك» و اگر نويسنده مرد بود مي‌نوشتي «پسرك» يا نه؟ گاهي مچ خودم را هم در اين نگاه‌هاي جنسيتي به آدم‌ها مي‌گيرم!

مریم:
نگاه جنسیتی را نفهمیدم. برای من ک دخترک ک تحبیب بود در این متن. چون دورادور طرف را می شناسم و دلم می سوزد که تلاشی که برای گرفتن حق زنانه اش می کند به بی راهه برود و به چیز دیگری منجر شود. اگر این طور نبود کمی بعدترش نمی نوشتم دخترجان.

به یاد آوری این چیزها بد نیست اصلن. نوع به یاد آوردن اما مهم است.
قدر و منزلت آن که روزش رسیده را با سرکوب منزلت دیگران بدست آوردن اگر قرار باشد صورت بگیرد برای من بی ارزش و حتا ضد ارزش است.


اصلش اینه:
يک مرد بدون زن مثل ماهی بدون آب است اما يک زن بدون مرد مانند يک ماهی بدون دوچرخه است. گلوريا استاين


راستش نظر به ادامه نوشته، «ک» در دخترک اصلا تحبیب به نظر نمیاد! تحقیری به نظر میاد که با نگاه از بالا و دانای کل نویسنده تشدید می شود. خوبست که این توضیح را در ادامه پیام متین دادی. احساس من یکی کمی تلطیف شد. حرف غریبی نیست، اما لحنش دوست داشتنی نیست


هان! درود بر تو. بوی رخوت...


ولي خيلي چسبيد وقتي كه فهميدم روز تولد دخترم، 18 اسفند روز جهاني زن است.
اسمش را گذاشتيم حوا.
اين هم يادداشتي در همين مورد:
http://www.dokkan.blogsky.com/1387/12/19/post-24/


سلام
کاش کمی بیشتر این پست رو می نوشتی


+ نوشتن پیام







Verification (needed to reduce spam):

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2