|
پنجشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۸
دلسرد نمی شوماستادی که هر چند دقیقه یک بار تلفظ آدم را تصحیح کند(با وجود این که خودش لهجه ی اتریشی دارد در انگلیسی حرف زدن) یا کلمه ای که استفاده کرده ای را تغییر دهد و یا به هر بهانه ای بخواهد ایرادهای جزئی بگیرد وسط یک ارائه ی یک ساعت و نیمه . آن هم نه به محتوا بلکه همین هایی که گفتم را چه طور طبقه بندی می کنید؟ استاد محترم که مسن هم هست و اولین مواجهه اش با من پرسیدن این سوال بود که کجایی هستم . استادی که تنها خارجی (غیر اتریشی) کلاساش هستم و جزو معدود افرادی که وقتی می پرسد از جمع فلان کتاب را چه کسی خوانده دستم را بالا می برم و در بحث ها شرکت می کنم نه مثل اکثریت خاموش کلاس که بر و بر فقط نگاه می کنند. نمی خواهم بگویم نژاد پرست است اما یک جور خط کش نژادی دارد توی ذهنش که معلوم است من را کجا با آن معیار زده است. مریم مومنی | ۰:۲۱ بعدازظهر این "لابد" همه چی را نشان می دهد! :( Man keh eenja too khode Englis va jayee besyar Englisi dars khoondam va 6-7 sal daneshjooye Doctora boodam va osdtadam ham hame kheili 'englisi' boodan, hargez agar khodam azashoon soaal nakardam, mano tashih nakardan. Eenja eenkar biaadbi be hesab miyad. به دلت بد نیار. شاید به قول تو نژادی فکر می کنه. شایدم فقط براش عجیبی. شاید هم کل کل کردن با یک خارجی برایش جالب است. آدم است دیگر. bebinam unja ghanuni nadarin ke age shoma be onvane daneshju ya karmand motevajeh shi be khatere nejad ya mazhabet aziyatetun mikonan betuni eteraz koni ya hatta shekayat koni be maghamate balatare un mahal? مریم: آدم ها قبل از این که ایرانی یا اتریشی باشن آدمن. حس می کنم که خود شما هم یک سری خط کشی دارین مثلن این که چون اونا اتریشین باید مسائل نژادی براش حل شده باشه. آدم ها نقطه ضعف زیاد دارن. اینجا که من هستم هم گاهی چنین حس هایی و گاه بدتر از آن را از بعضی افراد می گیرم. ولی هر از گاهی چنان رفتار زیبایی از بعضی آدمها می بینی که با همین تویی که خارجی هستی می کنند که همه ی آن قبلی ها را فراموش می کنی و با خودت فکر می کنی کی گفته آلمانی ها نژاد پرست هستند. مریم خانوم عزیز می دونی تنها چیزی که از متنت میشه نتیجه گرفت ینه که تو اونقد تو اینا غرق شدی که اسم شپش اینا منیژه خانومه. خاک بر سر بی هویتت! مریم: Actually in US people usually tell you how great you speak English and how awesome you are!! In practice presentations sometimes your prof may correct you so you won't have problem for real one! مریم جان سلام
همیشه ممکنه تحلیل آدم شدید باشه. حتا اگر تفاوت گذاشتن آشکار باشه هم یقینی به برداشت های آدم از دلیل ماجرا نیس. به ویژه که ذهن آدمی که تو فرهنگ غریبه ای هست خیلی هم حساس میشه. من در یک تجربه مشابه با معلم زبانم ماجرا رو مطرح کردم. البته ذکر کردم که حسی است که من در یه مدت زمانی گرفته ام و ممکنه اشتباه باشه و از حساسیت زیاد من ناشی شده باشه. از طرفی خوب بود. چون دست کم حس کردم از بار روانی خودم به شکل قوی کاستم اما یه مشکل کوچیکش این بود که طرف یه مدت مراقب حساسیت من بود که البته زود طبیعی شد صحنه... در ضمن من نمی تونم مطمئن باشم که طرف بی ادب بوده. چون فرهنگ انگلیسی ها از قرار معلوم خیلی بر مدار حفظ ادب حتا به بهای از دست دادن صراحت می گذره. فرهنگ آلمانی (و طبیعتا اتریشی) صریح و سختگیره. این هم نقل معروفیه که غیرانگلیسی زبان ها به انگلیسی حرف زدن یه غیرانگلیسی دیگه بیشتر ایراد می گیرن تا خود انگلیسی زبان ها. گمونم اونا براشون طبیعی تر شده که یه خارجی ایرادهای زبانی زیادی ممکنه یا می تونه داشته باشه. چند نکته به نظرم میرسه: 2) در زبانشناسی که یک مقداری مطالعه دارم به این نتیجه رسیدن که حتی معلمهای زبانی که زبان اصلیشون نیست هم برای یادگیری زبان شاگردها مفید هستند ، همینکه بیشتر از شاگردها می دانند کمک می کند به یادگیری آنها. خلاصه بحث مفصلش توی کتاب های زبانشناسی هست. و فکر می کنم بحث لحجه داشتن بحث بی موردی باشد و مخصوص آدمهاییست که دوست دارند الکی پز بدهند و برای زبانشناسان چندان موضوعیت ندارد ؛ چون بزرگسالان هر چقدر هم تلاش کنند به سطح نیتیوهای اون زبان نمی رسند. 3) من اگر جای شما بودم از این وضعیت نهایت استفاده رو می کردم و زبانم رو قوی و قوی تر می کردم به کمک همین استاد و اصلا هم به روی خودم نمی آوردم که ناراحت میشم و خلاصه بهانه دستش نمی دادم. 4) بعضی آدمها رفتارهایی که سر خودشون آمده است رو به صورت نا خود آگاه بر سر دیگرانی که در جایگاه پیشین اونها قرار گرفتن در می آورند، برای همین فکر می کنم باید برای اینجور آدمها دل سوزاند و بهشان مهربانی کرد و با رفتار خوب اونها رو متوجه و شرمنده خودمون کنیم. 5) این فکری هم که آخر نوشتتون کردین خیلی خوبه. ببخشید زیاد شد. وقتی میشینم پای نوشتن نمیفهمم چطور زمان میره. salam سلام Maryam junam, نمی شه که یک جور محترمانه و در عین حال رندانه ای به رویش بیاری که متوجه رفتار ناخوشایندش می شی؟ اینجوری که خیلی روی اعصاب می رود این استاد محترم. مریم: مریم جان ارائه ها نویتی است. من سومین نفر بودم و ماجرا درواقع تمام شده است یعنی رو در رو نمی تواند دیگر روی اعصاب برود. مانده یک امتحان آخر ترم که باید ببینم چه پیش می آید و عاقبت این ماجرا به کجا می کشد. حق داره. مثلاً براي اينكه اين جمله شما را(با وجود این که خودش لهجه ی اتریشی دارد در انگلیسی حرف زدن) راحت تر بخوانم، بايد در ذهنم جاي كلمات را عوض كنم تا به اين صورت در بياد: the same story happens everywere in the world. it is a universal law written in our subconsciosminds... نژاد پرست است نگاهتون قابل تحسینه وناراحتیتون قابل درک... سلام مریم جان،
well dear i think the prof is racist indeed (based on your descriptions.) but i'm comparing it with the way professors (or generally people) are in american universities in terms of accent. i've never seen anybody correcting anybody else's accent in an academic setting in the U.S. unless the accent changes the meaning of a concept entirely. i assume your prof is not your english teacher, so his job is not to teach you how to speak english. he should concentrate on the content of your work rather than your accent. ![]() |
|
نه. خیلی ساده است. طرف کمی تا قسمتی بیتربیت است. ایراد گرفتن هم حدی دارد و جایی. در اين مواقع ايراد گرفتن، نشانهی چيزهای خوبی نيست. من خودم آدم ايرادگيری هستم در اين موارد ولی اين بابا دیگر نوبر است! من جای شما بودم از طرف شکایت میکردم. انگليسیها را من هرگز اینجوری نديدهام؛ هرگز.
مریم:
آقای ملکوت یه سر تشریف بیارین اتریش. این رفتار غالب اگر نباشد رفتار نامعمول هم نیست برایشان.