سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

درماندگی ام را این گروه حیات وحش ساختمان به اوج رسانده اند. ساعت ۶ صبح مته برقی شان را درست روی سقف اتاق خواب روشن می کنند و من تب دار پتو را می کشم روی گوش‌هایم و نمی شنوم ریختن سنگ ریزه های شکاف های سقف را. صدا که از حد تحمل خارج می شود بلند می شوم می روم روی کاناپه ی اتاق. هوا سرد است. بی انصاف ها پنج دقیقه بعدش جایشان را عوض می کنند و می آیند درست بالای سرم. اگر حالم خوب بود همان صبح زود از خانه بیرون زده بودم. یخچال خالی است. خانه کثیف. سقف ها ترک های عمیق دارند. خسته شدم بس که کارگر و مهندس و کارشناس بیمه آوردم توی خانه که عکس بگیرند و ترک ها را نگاه کنند و بوی سیگار و خاک شان بماند توی خانه.

سردرد و تب و دوری و تنهایی
و لابد این منم که خشم و درماندگی ام را لای انگشتانم دود می کنم

مریم مومنی | ۱۰:۴۹ صبح




مریم جان
دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست
بقای ما و بقای خانه های ترک خورده مان و دلهای تنگ از دوریمان


و چه سخت می شود دود نکنید همین ها را.



:(


khoobish ine ke midooni in ham migzare :*


i endured it for 2 years,everyday,any time.but it's not as near as you feel it.it is terrible, awful,painful ...
worst days in my life!


ای بازیگر گریه نکن
ما همه مون مثل همیم
صبح ها که از خواب پا میشیم
نقاب به صورت میزنیم
یکی معلم میشه و یکی میشه خونه به دوش
یکه ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورت های ماست
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بیصداست...


سلام به مریم سر ظهر، دور حوض روبه روی فنی
سلام به مریم بعد از خرید عطر جمیلتی
سلام به مریم مشهد هر سال
آها یه چیز جالب تر: سلام به مریم شب امتحان c++
سلام سلام سلام سلام
دوری و تنهایی که عناصر جدانشدنی زندگی ماهاست مریم جون. ما که اینجاییم هم بهش مبتلاییم .می گن منشاش قضیه دیگه ایه البته گفتم که می گن . سردرد و تب و ساخت و سازهم ایشالله به زودی تموم می شه
خیلی دلم برات تنگ شده
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور


مریم:
سلااااااااااااااااااااام . تو اینجا چی کار می کنی دختر؟ دلم یک عالمه تنگ شده برات
:******


من که گریم گرفت رسما.


سلام مریم خانم
من دنبال خانمی به اسم مریم مومنی بودم به وب شما برخوردم و چه حسن تصادفی. بسیارلذت بردم و میخواهم ازشما که به من هم سربزنید.ممنونم و مهربان بمانید


ببخشید این خیلی بی‌ربطه ولی چون دیدم اهل فیلم هستید گفتم از شما هم بپرسم: شما میدونید اسم اون فیلمی که یه گروه نوازنده هستن که قراره برن یه جایی ولی از یه جایه دیگه سر در میارن چیه؟ تنها چیزی که ازش میدونم همین سیناپس کوتاه هست واینکه پوسترش آبیه روشن بود. من تو همین وبلاگستان دیدم بعضی ها تبلیغشو کردن ولی هرچی میگردم پیداش نمیکنم. ممنون میشم اگه جواب بدین


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2