|
یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۸
برگشتن به روال معمول زندگی در آخرین روز تعطیلات کار سختی است. باید انگیزه ی از دست رفته را برگردانم سر جایش. آفتاب بهاری مثل فنری است که زیر باسن آدم چسبانده باشند. با این هوای خوب سخت است این فنر را بسته نگه داشت که آدم را پرت نکند بیرون از خانه و به خودت که بیایی ببینی به جای درس خواندن داری روی چمن ها یاسمن بو می کنی.
مریم مومنی | ۶:۳۹ بعدازظهر hi abji khanoum, comentaki to poste before laste ur husband gozashtam ba omide at least kotahak javabi, vali heif .
با درود
hi again
tnz once more i meant the link of "behhaghi khuni" ezafe beshe be ur blog enabling every body to access.while mishe take part konim too oon (hamkhani). مریم: good evening and tnz 4 ur reply
سلام ![]() |
|
مریم من هی از پنجره خانه سنترال پارک را نگاه می کنم که هی سبز و سبزتر می شود اما مقاله های آخر ترم اینقدر کامم را تلخ کردهاند که حتی به فکرم نمی رسد بروم یاسمن بو کنم.